شنبه, 15 آذر 1399

شماره 627 مورخ 12 آذر 1399

گفت و گوی سخن تازه با جوان روشندل سیرجانی؛
معظمه صادقی: اتحادیه جهانی نابینایان که یک سازمان بین‌المللی است و ۲۸۵ میلیون روشندل که دچار اختلال بینایی یا نابینا هستند در آن عضویت دارند در ایران و سیرجان روشندلان هنرمند زیادی وجود دارند که ناشناخته مانده و یا اسمی از آنها برده نمی شود در همین رابطه برای به رسمیت شناختن افراد روشندل از وابستگی به سوی مشارکت کامل اجتماعی است. به همین بهانه با چشمان بینا به دنبال نابینایی رفتم که بیناتر از هر دیده ای بیناست؛ محمدرضا مهنی نسب، متولد سال هفتاد و آخرین فرزند خانواده ای است که پدری بازنشسته و مادری خانه دار دارد از کودکی سرنوشت خودش را پذیرفته و اکنون دانشجوی روانشناسی است و حال افتخار آفرین عرصه پاراالمپیک است خواندن مصاحبه اختصای سخن تازه با این جوان سیرجانی خالی از لطف نیست؛

برای شروع بگو چطور با فوتبال آشنا شدی؟
از بچگی عاشق فوتبال بودم و به یاد دارم از هفت سالگی پرسپولیسی دو آتشه بودم و هستم همین موضوع باعث کشش من به سمت فوتبال شد. سال ۸۸ در اردوی استعدادیابی در شهر کرمان توسط یکی از مربیان کرمانی به قولی کشف شدم و بعدها به تیم فوتبال پنج نفره نابینایان استان کرمان پیوستم.

خب از فوتبال پنج نفره گفتی، فرقش با فوتبال و گلبال در چیست؟
گلبال که با دست انجام می شود. فوتبال هم که یازده نفره و با قوانین خودش روی چمن انجام می شود. اما فوتبال پنج نفره از تمام قوانین فوتسال پیروی می کند اما به جای اینک در سالن باشد بازی در زمین چمن به ابعاد ۴۰ در ۲۰ است که در این نوع فوتبال دروازه بان بینا و چهار بازیکن دیگر روشندل هستند.

چرا دروازه بان باید بینا باشد؟
اگر دروازه بان هم روشن دل باشد تعداد گل زیادی در بازی جا به جا می شود و جذابیت بازی از بین می رود. دروازه بان بینا حکم مربی را دارد و نیاز است که باشد که یک کار سخت صورت بگیرد، کار سخت این است که یک نابینا به بینا گل بزند.

خب ادامه داستان فوتبالیست شدن شما به کجا رسید؟
در تیم فوتبال پنج نفره استان کرمان هر روز موفق به کسب رتبه های خوبی در کشور شدم و کرمان همیشه جایی بر روی سکوی قهرمانی و نایب قهرمانی کشور داشت این روزهای خوب ادامه داشت تا اینکه سال ۹۲ به تیم ملی پنج نفره دعوت شدم اما به دلیل تجربه کم اعزام نشدم در سال ۹۳هم به بازی های پاراآسیایی ۲۰۱۴ کره اعزام و موفق به کسب اولین طلای آسیایی ام شدم. سال ۲۰۱۵ نیز در توکیو ‌ژاپن تیم ملی ایران نایب قهرمان شد و توانست سهمیه پاراالمپیک ۲۰۱۶ریو را بدست بیاورد. در ریو اوج افتخاراتم را که نایب قهرمانی پاراالمپیک بود را بدست آوردم. بعد این افتخار سال ۲۰۱۷ نیز قهرمان آسیا شدم و با کسب سهمیه جام جهانی ۲۰۱۸ به اسپانیا رفتم و متاسفانه بدون مقام برگشتم و در پایان، آخرین مقام جهانی که کسب نمودم نایب قهرمانی ۲۰۱۹ آسیا بود.

از بچه های کانون شنیده ام موسیقی نیز کار می کنید در این مورد بیشتر بگو؟
علاقه دوم من هنر موسیقی است و از سیزده سالگی نزد اساتید بنام کرمانی سازهای کیبورد و پیانو را آموزش دیدم و از هجده سالگی نیز وارد حیطه سلفژ شدم، و زیر نظر استاد مجتبی دل زنده صداسازی را شروع کردم. تا به الان سه قطعه آهنگ اوریجینال با نام های زندگیم، حال دلم بیست و روانی به سمع مخاطبانم رساندم.

بنا به تجربه شما در شرکت در مسابقات پارالمپیک و آسیایی، بفرمایید وضعیت معلولین کشورهای دیگر به چه صورت است؟
من دوستان برون مرزی زیادی دارم و برایم تعریف کردند چراغ راهنمایی رانندگی شان برای هر نشانه موزیک خاصی نواخته می شود تا روشندلان به سهولت رفت و آمد کنند. تمامی خیابان ها خط‏کشی مخصوص نابینایان دارد. برای استفاده معلولین از نقلیه و امکانات عمومی رمپ‏ها و بالابرهای مخصوصی را تعبیه کرده بودند. دوستان معلول من در کشورهای دیگر دارای حقوق مکفی هستند اما در کشور ما قانون وضع شده که سه درصد هر ارگان را معلولین با توجه به توانایی های‏شان تشکیل بدهند اما هیچ خبری نیست که نیست. اگر این قانون اجرا می شد ما روشندلان دیگر نیازی به حمایت بهزیستی نداشتیم کلا اساس کار بهزیستی اشتباه است. من دیگر انتقادی از مسوولین ندارم چون اگر قرار بود قول های توخالی و وعده های پوشالی شان عملی شود من الان خانه و ماشین داشتم بهتر است مسوولین را رها کنیم و انتقادی نکنیم زین پس.

چرا اکثریت روشندلان رشته های علوم انسانی را انتخاب می کنند؟
چون دروس حفظی است و استنباطی و تجربی نیستند، امکانات آموزشی موجود در کشور برای نابینایان مناسب نیست استاد و معلم نیز نمی تواند مثلا ۴۰ دانشجو را رها کند و به من بپردازد پس باید شیوه و ابزار آموزشی را ارتقا داد اما کم نیستند روشندلان موفق در زمینه های فنی و مهندسی مثل عمران.

محمدرضا مهنی نسب به کجا برسد آرامش نسبی به دست می آورد؟
دوست دارم در حد توانم برای کشورم افتخار آفرین باشم و بعد از اینکه از تیم ملی بیرون آمدم به بلژیک یا آلمان بروم و در تیم های آنها توپ بزنم. همیشه دوست دارم مفید باشم گاه از جاده زدم بیرون و اشتباه کردم اما بلافاصله به راهم برگشتم

الگوهای زندگیت کیا بودن و هستن؟
در موسیقی مرحوم استاد بزرگ محمدرضا شجریان و پسرشان همایون شجریان و ایرج خواجه امیری، در فوتبال هم عاشق علی کریمی هستم. لازم هست که بگویم جفینای برزیلی بهترین الگوی من بوده و هست او بی نظیرترین بازیکن فوتبال و حق داره که بهترین باشه

و حرف آخر....
برای مردمم دعا می کنم که تواین شرایط اقتصادی و کرونا حال‏شان بد نباشه جز دعا کاری از دستم بر نمی آید و‌شاید با موزیک هایم بتوانم کمی حال‏شان را بهتر کنم چون موسیقی ذاتا ضد غم است.

 

ضمیمه این شماره