پنج شنبه, 01 مهر 1400

شماره 663 مورخ  31شهریور 1400


بر بساطی که بساطی نیست
روزگارش خوب بود، بی خبر از آن که روزی ورق برمی‌گردد و روزگار با گذرش همه چیز را عوض می‌کند. برو بیایی در کوچه بود. کوچه‌های باریک و پیچ در پیچی که فقط برای عبور عابر پیاده و دوچرخه بودند، هنوز با صنعت ماشین بیگانه بود. آن زمانی که فقط صدای مرغ و خروس و گذر آب از مقابل خانه‌ها به گوش می‌رسید. تنومندی درختان سیب و ‌به و انار که سر به فلک کشیده بودند و زیر داربست درخت‌های انگور می‌شد تختی گسترد و خستگی  آبیاری چند ساعته را از تن به در کرد. گونه‌هایت قرمز می‌شد، اگر زیر درخت شاه‌توت می‌نشستی و چشمانت، دیدن ماهی‌های نمایان شده در قنات را ثانیه ثانیه به زیبایی ثبت می‌کرد. بوی طراوت سبزی‌های معطر مدهوشت می‌کرد اگر قصد عبور از این قسمت را می‌کردی و تلِ بلندش تصویر تمام زیبایی‌ها و سرسبزی‌های اطراف را یکجا در چشمت ترسیم می‌کرد... و در نهایت پارس سگ‌های نگهبان و صدای پای گوسفندان و روشن شدن فانوس‌ها، پایان روز را گوشزد می‌کرد.

زیبایی هایی که پایان یافت
زمان همچنان می‌گذشت تا به این همه زیبایی پایان دهد و  ناگاه آب قنات باریک و باریک‌تر شد تا رو به خشکی رفت‌. ماهی‌ها مردند و صدای ازدحام پرنده‌ها دیگر به گوش نرسید و سکوتِ مرگبار همه جا را فرا گرفت. بعد از پاییز دیگر درختان رنگ سبزی را به خود ندیدند و این باد بود که برگ‌های خشکیده را با خود جابجا می‌کرد. دیگر نه تلِ بلند تصویر زیبایی برای نمایان کردن داشت و نه سایه‌ای مانده بود که بتوان گرمای تب‌دار تابستان را از تن به در کرد. ساکنین ترک دیار کردند و خانه‌ها روز به روز خالی و خالی تر می‌شدند. فقط صدای پمپ موتور آبی می‌آمد که آبِ آن به روستاهای اطراف سرازیر شده بود. خانه‌ها یک به یک تبدیل به مخروبه شدند، تا به نابودی خاطرات گذشته دامن زنند.
و حالا باغ و سبزی، جای خود را به آشغال‌های باد آورده‌ای داده که روی شاخه‌های خشکیده درختان آویزان مانده‌اند، فقط نگهداری دام انجام می‌شود و در تمام محیط بوی کودهای حیوانی پراکنده شده. دیگر تاب ماندن نداری چون تا چشم کار می‌کند پسماند است و آهن‌قراضه‌هایی که در نوبت فروش قرار گرفته‌اند. امنیت کم شده، ناکجا آبادی‌ست، با‌اندک ساکنین.
سمت چپ پل هوایی خرم‌آباد، نام شهیدی بر روی پلاک کوچه‌ای حک شده، کوچه‌ی «شهید محمد گلزاری». هنوز هستند خانواده‌هایی که با جاری شدن آب و تقویت چاه، زندگی در این مکان را رها نکرده. کم کم برخی خانه‌های آبا و اجدادی در حال احیا هستند و کودکان دیروز، پدربزرگ امروزند و خانه‌های پدری را آباد کردند. تبدیل باغ‌های خشکیده به خانه باغ، روح زندگی را به این مکان برگردانده‌اند
زباله دانی شده است اینجا
صدای اعتراض‌اندک ساکنین این محله بلند شده و خواستار رسیدگی به این منطقه هستند. یکی از اهالی می‌گوید: «این قسمت از خرم آباد، کاربری سفید دارد، به همین دلیل هیچ کدام از خدمات شهرداری را شامل نمی‌شود. ماشین حمل زباله اصلا به این منطقه نمی‌آید. کمی‌جلوتر که بروید می‌بینید که همسایه‌ها زباله‌های‌شان را بیرون از خانه به حال خود رها می‌کنند و تا چشم کار می‌کند پلاستیک و آشغال هست که گوشه‌ی دیوارها و روی شاخه‌ی درختان آویزان شده، فضولات حیوانی‌شان را بیرون از خانه ریخته‌اند تا کل محل بوی نامطبوع پخش شود. اینجا را با پلاستیک و آهن آلات بازیافتی  تبدیل به زباله‌دانی کرده‌اند.»
امنیت نداریم
زنی که دست فرزندش را گرفته تا او را به داخل خانه ببرد می‌گوید: «اینجا که امنیت وجود ندارد، محل تردد موتور و ماشین‌هایی شده که نمی‌دانیم میان این خرابه‌ها چه می‌کنند. با سرعت از اینجا رد می‌شود، می‌ترسیم که خطری برای بچه‌های کوچه داشته باشند. البته گاهی هم ماشین گشت پلیس از اینجا رد می‌شود  اما برای برقراری امنیت در این منطقه کافی نیست.»
افت فشار برق داریم
راننده‌ی پرایدی می‌ایستد و پس از پرس و جو می‌گوید: «بیایید و انتهای این کوچه را ببینید برخی از مهاجرین که اینجا ساکن شده‌اند، چندین انشعاب  برق غیرمجاز به خانه‌ها برده‌اند و ما اینجا به شدت با افت برق و افت فشار آب دست و پنجه نرم می‌کنیم. متاسفانه این انشعابات غیر مجاز با کابل‌هایی که فاصله‌ی بسیار کمی‌تا سطح زمین دارند کشیده شده‌اند. کابل‌هایی که از کنار باغ‌های ما رد شده‌اند و هر لحظه امکان آتش‌سوزی دارد. اما اینجا دور از چشم بازرسان ادارات است و کمی‌جلودارشان نیست. یعنی باید حتما یک آتش‌سوزی یا برق‌گرفتگی رخ دهد تا ترتیب اثری داده شود.»
او نیز به کوچه‌ی دیگری اشاره‌ می‌کند و می‌گوید: «چراغ‌های روشنایی این کوچه را نگاه کنید، روشن هستند. الان سه سال است که به همین صورت شبانه روز روشن مانده‌اند. انگار سرقت کابلی صورت گرفته و پس از آن روشنایی‌ها دایمی‌روشن مانده‌اند.
 علاوه بر برق، افت فشار آب هم اینجا به شدت وجود دارد. تقاضای تعویض لوله‌های فرسوده‌ی آب را کردیم بعد از کلی  پروسه‌ی اداری، و موافقت اداره‌ی آب، اداره‌ی اوقاف مخالفت کرده و اجازه‌ی نمی‌دهد، گویا قسمتی از این منطقه وقف است و تا طی شدن روال اداری، اجازه‌ی تعویض لوله‌های آب داده نمی‌شود و اهالی این قسمت با کم آبی باید دست و پنجه نرم کنند.»
حتما رسیدگی خواهیم کرد
موضوع کابل‌های برق را با مسوولان اداره برق در میان گذاشتیم و چنین پاسخ شنیدیم: «بازدیدهای ما دوره‌ای هستند و ممکن است هر دوره‌ی بازدید دو ماه طول بکشد و شاید هم بیشتر، چون موارد بازدید زیاد هستند. بنابراین باید شهروندان چنین مواردی را گزارش دهند تا سریع‌تر رسیدگی شود. حتما در این مورد بازدیدی خواهیم داشت و ترتیب اثر خواهیم داد. اما در رابطه با روشنایی‌هایی که به گفته ی اهالی به طور مداوم روشن هستند باید گفت که باز هم باید مردم گزارش دهند و به احتمال زیاد، سرقت شبکه صورت گرفته که برای رفع ایراد باید گزارش مردمی‌ما را از آن رویداد آگاه سازد. در برخی مناطق حتا شاهدیم که از یک انشعاب، انشعابات زیادی به خانه‌های اطراف برده شده که سرقت شبکه صورت گرفته و حتما موارد ذکر شده، مورد بازدید قرار  و رفع خواهند شد.»
جمع آوری زباله در دستور کار است
رضایی مدیریت پسماند شهرداری در رابطه با جمع‌آوری زباله‌ها گفت: در تماسی که با پیمانکار داشتیم، وی گفت که «جمع‌آوری زباله‌های این قسمت در دستور کار است» اما تاکید ما بر جمع‌آوری‌ست،  اما نه تا انتهای این کوچه و منطقه‌ای که مهاجرنشین است و قسمت‌هایی که خانه‌های تک وجود دارد.  علاوه بر جمع‌آوری زباله‌ها، مخزن‌هایی هم برای ریختن زباله گذاشته شده است که زباله‌ها را درون آن بریزند. اما متاسفانه چون برخی قسمت‌ها مهاجرنشین است عادت‌شان شده که زباله‌ها را جمع و بازیافتی‌ها را روی هم تلنبار کنند. باید مردم همت کنند و با چنین مواردی برخورد کنند.»

ضمیمه این شماره