بحران جادههای شهرستان سیرجان نماد عقب ماندگی اداری
استاندار کدام توسعه؟
شرایط جادههای شهرستان سیرجان وخیم است. آسفالتهای فرسوده که خودروها را مستهلک میکنند و همچنین موجب اخلال در رانندگی کامیونها برای خلاف رفتن و در لاین سرعت ماندن برای حفظ لاستیکهای گرانشان می شود و موجب تصادفات فراوان و خسارات جانی و مالی.
از طرفی نماینده سیرجان چندین بار با آوردن افرادی از وزارت راه به سیرجان و نشان داد شرایط و دیدار با شخص فرزانه صادق وزیر راه دنبال حل مشکل بوده اما همچنان اتفاقی نیفتاده. از طرفی دولت دو اداره و بروکراسی در حوزهی راه دارد. یکی اداره راه و شهرسازی و دیگری اداره حمل و نقل جاده و راهداری. خروجی این دو اداره در سیرجان چه بوده؟ آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچی!
جادههای شهرستان سیرجان سالهاست که از مرحله «نیاز به ترمیم» عبور کرده و به مرحله «تهدید مستقیم» رسیدهاند. آسفالتهای فرسوده، دستاندازهای رهاشده، لکهگیریهای بیکیفیت، شانههای خاکی و نبود رسیدگی مستمر، امروز فقط یک نارضایتی ساده برای رانندگان نیست؛ این وضعیت مستقیماً به استهلاک خودروها، خسارت مالی مردم، اخلال در تردد کامیونها و افزایش احتمال تصادف منجر میشود. در محورهایی که باید روان، ایمن و استاندارد باشند، رانندگان ناچارند برای حفظ لاستیکهای گرانقیمت و جلوگیری از آسیب بیشتر، رفتارهای پرخطر از خود نشان دهند؛ از جمله ماندن در لاین سرعت، تغییر مسیرهای ناایمن و حتی تخلفهایی که خودِ این وضعیت نابسامان به آن دامن میزند.
واقعیت این است که وقتی زیرساخت جادهای فرسوده باشد، راننده را نباید فقط با تابلوهای هشدار و توصیههای کلی مسوولیتپذیر دانست. جادهای که خودش ناایمن است، راننده را به سمت انتخابهای ناایمن هل میدهد. نتیجه روشن است: تصادف، خسارت، انسداد مسیر، و در مواردی تلفات جانی. درباره محورهای سیرجان نیز شواهد خبری موجود نشان میدهد که این جادهها در زمره محورهای پرحادثه استان کرمان قرار گرفتهاند. خبرگزاریها از جمله خبرهایی درباره حادثه مرگبار محور سیرجان–کرمان با ۹ کشته و یک مصدوم منتشر کردهاند؛ آماری که اگرچه مربوط به یک حادثه خاص است، اما بهخوبی نشان میدهد این مسیرها با یک بحران ایمنی جدی روبهرو هستند.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی این است: خروجی دو ساختار موازی حوزه راه در سیرجان چیست؟
از یک سو اداره راه و شهرسازی و از سوی دیگر اداره راهداری و حملونقل جادهای؛ دو نهاد که هر کدام بخشی از مسوولیت را بر عهده دارند، اما در عمل مردم فقط با نتیجه سروکار دارند: جادههایی که فرسودهاند، اقداماتی که یا دیرهنگاماند یا نمایشی، و مشکلاتی که سالها تکرار میشوند بیآنکه حل شوند.
این همان نقطهای است که افکار عمومی با طعنه میگوید: «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی». یعنی ساختار هست، عنوان هست، بروکراسی هست، جلسه هست، گزارش هست؛ اما در میدان عمل، خروجی ملموس برای مردم دیده نمیشود. اگر هدف این دو اداره، ارتقای ایمنی و کیفیت راههاست، مردم حق دارند بپرسند چرا هنوز وضعیت بعضی جادههای شهرستان بهقدری فرسوده است که نه فقط خودرو سواری، بلکه کامیوندار و راننده حملونقل سنگین هم در آن با استرس و خطر رانندگی میکند؟
گزارشهای موجود از سوی منابع رسمی و رسانهای نشان میدهد که برای محورهای سیرجان و اطراف آن، از جمله کرمان–سیرجان و سیرجان–شهربابک، عنوان محور حادثهخیز بهکار رفته است. این یعنی مساله، ادعای احساسی شهروندان نیست؛ یک واقعیت ثبتشده و تکرارشونده است. در کنار این، خبرهای رسمی درباره انسداد مسیرها در شرایط جوی نامساعد نیز نشان میدهد این جادهها در برابر بحرانهای طبیعی هم تابآوری کافی ندارند. جادهای که با یک بارش، یخزدگی یا فشار ترافیکی دچار اختلال جدی میشود، جادهای استاندارد و ایمن نیست.
در این میان، نقش نماینده سیرجان و پیگیریهای او نیز قابل انکار نیست. طبق دادههایی که در جستوجوی وب دیده شد، او چندین بار برای جلب توجه مسوولان وزارت راه و بازدید از شرایط جادهها اقدام کرده است. دیدار با وزیر راه و آوردن مسئولان مربوطه به سیرجان، در ظاهر نشانه پیگیری است؛ اما افکار عمومی یک سؤال ساده دارد: نتیجه چه شد؟ اگر بازدید، جلسه و قول داده شده اما در میدان هیچ تغییر محسوسی رخ نداده، پس باید پذیرفت که مسئله در سطح «پیگیری نمایشی» باقی مانده است.
در چنین وضعی، مسوولیت مستقیم پاسخگویی با فرمانداری شهرستان و استانداری است. به ویژه برای محمدعلی طالبی شخص استاندار که خود را توسعهگرا معرفی کرده؟ اما چرا خبری از این توسعه در سیرجان نیست؟ استانداری کرمان و فرمانداری سیرجان وقتی جادههای شهرستان به محل تکرار خطر و خسارت تبدیل شدهاند، این دم و دستگاه اداری طویل باید بهعنوان هماهنگکننده اصلیِ دستگاههای اجرایی، پیگیر نتیجه واقعی باشد؛ نه صرفاً شنونده گزارشهای اداری. مردم انتظار دارند که میان «قول» و «عمل» فاصله نیفتد. اگر پس از این همه هشدار، بازدید و مکاتبه، هنوز تغییر ملموسی در کیفیت راهها دیده نمیشود، این یعنی مدیریت بحران در سطح شهرستان دچار ضعف جدی است.
مساله فقط آسفالت نیست؛ مساله، بیاثر شدن ساختارها در برابر یک نیاز فوری عمومی است. وقتی جاده خراب است، تصادف زیاد میشود. وقتی تصادف زیاد میشود، اعتماد مردم به مدیریت کاهش پیدا میکند. و وقتی اعتماد از بین برود، حتی پروژههای بعدی هم با تردید دیده میشوند. سیرجان امروز نیازمند یک تصمیم جدی است: نه جلسه بیشتر، بلکه اقدام سریع، جدول زمانبندی شفاف، تخصیص بودجه قابل پیگیری، معرفی نقاط حادثهخیز، و گزارش عمومی از اینکه هر دستگاه دقیقاً چه کرده و چه نکرده است.
مردم سیرجان دیگر با وعده آرام نمیشوند. جادههای این شهرستان به جای وعده، چاره میخواهند؛ به جای عکس یادگاری، عملیات واقعی؛ و به جای بروکراسی چندلایه، پاسخگویی شفاف. اگر مدیریتی هست، باید در خروجی دیده شود. اگر خروجی نیست، باید پرسید این همه ساختار برای چیست؟