ابوذر خواجویی در گفت‌وگو با سخن‌تازه؛

 دست‌های خالی فرهنگ و قصه‌ پر غصه گلیم

 ابوذر خواجويي نياز به معرفي ندارد. دانشآموختهي سياست که به دغدغهي فرهنگي رو آورد و روزنامهنگاري که مسووليت به عهده گرفت. مسووليتهاي چندگانه. طعنه ميزنم و ميگويم: نسخهي سيرجاني دکتر ولايتي شدهاي دکتر جان، با حفظ سمت همه جا هستي و چندين پست داري؟! به خنده جواب ميدهد: «البته با اين فرق اساسي که اين سمتها براي من حقوق و دستمزد و مزايا ندارد و فقط يک نوع وقف کردن خود براي فرهنگ است.»

 به تازگي به عنوان مشاور رسانهاي اداره کل ميراث فرهنگي انتخاب شدي. اين سمت دقيقاًً يعني چه وظايفي داري؟

در ابتدا آقاي مهندس فعالي، مديرکل ميراث‌فرهنگي، گردشگري و صنايع‌دستيِ استان‌ به‌بنده پيشنهاد دادند که با پذيرش پستي در اداره‌کل ميراث، در کرمان مشغول به‌کار بشوم. منتها بنده تصميم گرفتم که در سيرجان بمانم و تمرکز اصلي خود را بر روي سامان بخشيدن به حوزه شهر جهاني گليم بگذارم. بعد از اين بود که پيشنهاد پذيرش پست مشاور رسانه‌اي مديرکل ميراث به بنده داده شد. مهندس فعالي تصميم گرفتند تا فضاي جديدي براي پيوند رسانه‌ها و انجمن‌هاي مردمي با اين نهاد فرهنگي ايجاد شود‌. به‌‌خصوص پيگيري و توجه به مطالباتِ جدي‌اي که در سه حوزه‌ي مهمِ ميراث، گردشگري و صنايع‌دستي وجود دارد و در سال‌هاي اخير علي‌رغم طرح در رسانه‌ها، کمتر به‌‌ آنها توجه شده و يا اصلا توجهي نشده است.

 فکر ميکني در اين سمت بتواني براي آثار تاريخي مفيد به فايده باشي؟

قطعا يکي از اين مطالبات جدي در اين حوزه توجه به آثار تاريخي‌ِ ثبت‌نشده است. در چند سال اخير خانه‌هاي تاريخيِ  بسياري مثل همين مورد آخري يعني خانه‌ي ارزشمند تيمو در کرمان، به دليل نا‌آگاهي وارثان و البته در برخي موارد به‌خاطر تعلل ميراث در شناسايي اين خانه‌ها، تخريب و از بين رفته‌اند. خب به‌هر حال شناسايي و ثبت‌ملي اين آثار از  وظايف حوزه‌ي معاونت ميراث‌فرهنگي است و بنده فقط نقشِ مشورتي دارم. ولي قطعا سعي خواهم کرد که چنين مطالباتي را که نياز به‌پيگيري ويژه دارند، خيلي سريع به اداره‌کل ميراث انتقال دهم تا شايد از اين به‌بعد کمتر شاهد تخريب خانه‌هاي تاريخي باشيم.

از ضعف‌هاي حوزه اداره ميراث فرهنگي ناآشنا ماندن مردم با وظيفه‌ي اصلي اين سازمان است. معمولا وارثان خانه‌هاي تاريخي نگاه خوبي به اين سازمان ندارند. به چشم يک نهاد دولتي مصادره کننده به آن نگاه مي‌کنند. تصوري که خود ميراث براي برطرف کردنش تلاشي نکرده و تداوم همين پندار موجب تخريب شبانه، تدريجي و عامدانه‌ي بسياري از آثار تاريخيِ ثبت نشده، است.

هر چند بنده معتقدم که رسانه‌ها هم نبايد در چنين مواردي، يک‌طرفه به‌قاضي بروند. به‌هر حال بر کسي پوشيده نيست که در عرصه‌ي کلان کشور، هيچ‌گاه نگاهي جدي به حوزه‌ي ميراث وجود نداشته. متاسفانه اين سازمان که امروز تبديل به‌وزارتخانه شده، از ادغامِ سه‌نهاد مهم تشکيل شده که هر کدام به‌صورت جداگانه با کمبود اعتبار و نيروي متخصص روبرو هستند. در واقع اين سازمان در ابتدا با اعتبارات اندک و فضاي محدود، وظيفه‌اي نگهداري از آثار فرهنگي و تاريخي را بر عهده داشت. اما بعد تصميم گرفتند دو نهاد گردشگري و صنايع‌دستي را هم در اين سازمان ادغام کنند. خب سازماني که توانايي نگهداري ميراث تاريخي را نداشت و هنوز هم ندارد، چگونه مي‌تواند در بخش مهم گردشگري تحول ايجاد کند و يا بخش ورشکسته و در حال مرگِ صنايع‌دستي را نجات دهد.

ضمن اينکه بر خلاف تصوري که ما داريم، گردشگري و ميراث هميشه در يک راستا قرار ندارند. خب الان دغدغه اصلي مسوولان ارشد کشور، جذب حداکثري گردشگران خارجي است. در چنين اوضاعي وزارت ميراث بايد تمام تلاش خود را براي آماده سازي آثار تاريخي براي جذب گردشگر به‌تعداد زياد، به‌کار بگيرد‌. اين در حالي است که اساسا ساختار و رسالت ميراث به‌گونه‌اي است که براي جلوگيري از آسيب به‌برخي بناهاي تاريخي، موافق هجومِ گردشگران نيست. 

به‌هر حال در چنين شرايطي بخشي از مطالبات مردمي و رسانه‌ها بايد به سمت مسوولان ارشد کشوري باشد و بخشي هم متوجه‌ي مردم‌. مثل همين خانه تيمو که طبق گفته‌ي معاون ميراث فرهنگي استان از ابتداي سال جاري چندين بار جهت ورود به اين ملک با مدعي مالکيت آن مذاکره شد اما متاسفانه ايشان هر بار زمان بازديد کارشناسان را موکول به آينده کرده و اجازه برداشت و تهيه گزارش و ورود به ملک را نداد‌ه است. خلاصه اينکه نگاهِ آقاي فعالي از انتخاب مشاور رسانه‌اي با هدف ايجادِ ارتباط بيشتر رسانه‌ها و دوستداران ميراث با اين نهاد بوده. چرا که در وضعيت فعلي که ميراث‌فرهنگي از عدم اختصاص رديف بودجه‌ي مناسب و عدم اجازه براي جذب نيروي متخصص، رنج مي‌برد، تنها اهرم براي حفظ ميراث، سرمايه‌هاي اجتماعي هستند.

 درباره مرکز سيرجان شناسي بگو. در اين مدت چه کردي؟ برنامههايت چه بود؟ و حالا پس از گذشت زمان و کار تجربي، چقدر نگاهت به آن برنامهها عوض شده؟ چقدرشان را امروز  آرزو ميبيني؟ چقدرشان با واقعيت هماهنگ بود؟

خب ايجاد مرکز سيرجان‌شناسي يکي از مطالبات دوستداران يادگارهاي فرهنگي در سيرجان بود. چندين نوبت هم به قلم استادان فرهيخته‌اي چون دکتر‌پورمختار و در رسانه‌هاي محلي به ‌ضرورت تشکيل آن پرداخته شد ولي خب به‌دليل نا‌آشنايي مسوولان شهري با کارکردهاي اين نهاد و عدم‌پيگيري‌هاي‌ لازم، راه‌اندازي اين مرکز تا زمانِ حضور منصور مکي‌آبادي در فرمانداري سيرجان به تعويق افتاد. جهاني‌شدن سيرجان در حوزه‌ صنايع‌دستي و علاقه‌ي شخصيِ فرماندار سابق به مسايل فرهنگي و ميراث، باعث شد که روند شکل‌گيري اين مرکز آغاز شود و بعد از جلساتي که در کرمان و سيرجان شکل‌گرفت، در نهايت مرکز سيرجان‌شناسي به‌عنوان اولين مرکز شهرستان‌شناسي در استان کرمان، راه‌اندازي و مسووليت آن به بنده واگذار شد. قرار هم شد، رياست شوراي عالي اين مرکز به‌عهده فرماندار باشد تا اين مرکز که در واقع کارکرد اصلي‌اش پژوهش است، به‌لحاظ اجرايي نيز تاثيرگذاري بهتري داشته باشد.

ولي خب مثل همان شعرِ معروف حافظ که "عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشکل‌ها" مرکز‌سيرجان‌شناسي هم از همان ابتداي شکل‌گيري‌اش با مشکلات عديده‌اي روبرو شد که هم‌چنان نيز وجود دارند. گل‌گهر که در آن زمان درگير جنگ‌هاي مديريتي شده بود، بر خلاف وعده‌هايش، کمکي براي راه‌اندازي اين مرکز نکرد و در واقع مسووليت اين مرکز بدون‌ِ بودجه و حقوق، بدونِ نيرو و بدونِ مکان به‌بنده سپرده شد. خب مي‌شد با توجه به اين موضوع، همان ابتدا اين مرکز شکل‌نگرفته براي هميشه مثل مرکز يزدشناسي منحل شود. ولي سعي کردم که اين مرکز با همين شکل دست‌وپا شکسته حفظ شود تا در زماني ديگر، به‌لحاظ ساختاري، شکل کاملي به‌خود بگيرد‌. به‌همين منظور چندين همايش و نشست تخصصي از سوي مرکز سيرجان‌شناسي برگزار شد. از جمله نشست‌تخصصي "سيرجان ازمنظر بررسي‌هاي باستان‌شناسي" که مورد توجه‌ي محافل دانشگاهي کشور قرار گرفت و حتي از سوي دانشگاه تهران پيشنهاد شد که ادامه اين نشست در اين دانشگاه برگزار و نتايج آن در ژورنا‌‌ل‌هاي معتبر بين‌المللي به‌چاپ برسد‌. از سويي با توجه به رسالت اين مرکز در معرفي تاريخ و فرهنگِ سيرجان با همکاري صميمانه‌ي دکتر سهيل سريزدي، ساخت و انتشار مجموعه‌اي از کليپ‌ها را در دستور کار قرار داديم‌.

 در کنار چاپ برخي ويژه‌نامه‌ها، طرح يک روز در مدارس را کليد زديم و در برخي مدارس، سعي کرديم آثار فرهنگيِ سيرجان را به‌دانش‌آموزان معرفي کنيم. در سلسله‌ همايش‌هاي گنج‌سي‌ساله که به‌مناسبت سي‌سالگي مرکز کرمان‌شناسي در تهران و کرمان برگزار شد، حضور فعالي داشتيم و در نهايت نيز به‌عنوان فعال‌ترين شهرستان، لوح تقدير اين‌ همايش بزرگ را دريافت کرديم. سواي ديگر کارهايي که انجام شد و شرح همه‌ي آنها شايد از حوصله مخاطبان‌شما، خارج باشد، حضور مرکز سيرجان‌شناسي در جشنواره فرهنگي گل‌گهر يک نقطه‌عطف بود که براي اولين بار سبب شد تا هم مسوولان و هم افکار عمومي به‌اهميتِ اين مرکز پي‌ببرند. حضور فعال همه بخش‌هاي شهرستان در غرفه‌هاي‌ سيرجان‌شناسي که ظرفيت‌هاي مردم‌شناسي و فرهنگ‌عامه شهرستان سيرجان را به‌نمايش گذاشته بودند در کنار همايش‌هاي تخصصي ويژه معرفي اين بخش‌ها، سبب شد تا پربازديدترين و جذاب‌ترين، بخش جشنواره، به حوزه سيرجان‌شناسي تعلق بگيرد. با وجود اين، همچنان اين مرکز هيچ بودجه و امکاناتي ندارد و تلاش بنده فعلا بر اين موضوع متمرکز شده تا سيرجان‌شناسي به لحاظ هويتي و ساختاري، در جايگاه واقعي خود قرار بگيرد و بعد بتواند به صورت جدي در حوزه‌هاي مختلف و به‌ويژه در بخش پژوهش ورود کند.

 به عنوان دبير شهرجهاني گليم از کارهاي شده و نشده بگو. آيا براي حفظ و بهرهبرداري فرهنگي و اقتصادي از اين عنوان کوتاهي نشده؟

شهر جهاني‌گليم، همان‌قدر که براي سيرجان عنوان شيرين و بزرگي جلوه مي‌کند، قصه‌ي پرغصه‌اي هم دارد‌‌. سه‌سال از ثبت اين اتفاق بزرگ گذشته و به جرات‌مي‌توانم بگويم تقريبا همه‌ي مسوولان شهرستان و استان در طي اين‌ سال‌ها در حق اين ميراث جهانيِ سيرجان، به معناي واقعي کوتاهي کرده‌اند. البته حق هم داشتند، درک چنين اتفاق بزرگي به‌باور هر مسوولي نمي‌نشيند. تصور آقايان اين بود که با ثبت جهاني گليم، به‌هدف خود رسيده‌ايم در حالي که هنوز در ابتداي راه قرار گرفته بوديم.

از آنجايي که ما سه‌سال را براي رساندن شهرجهاني‌گليم به اهدافي که شوراي جهاني صنايع‌دستي تعيين کرده، از دست داديم و تنها يک سال تا پايانِ اعتبار چهارساله‌ي ثبت‌جهاني‌گليم، زمان باقي داريم، چاره‌اي جز جبران عقب‌ماندگي‌ها نداريم. به‌همين منظور در قدم اول تمرکز خود را بر روي افتتاح موزه گليم و استقرار دبيرخانه در اين مکان گذاشتيم.

خوشبختانه تا امروز بسياري از مشکلات ساختمان اين موزه حل شده و اگر برخي ناهماهنگي‌ها بين شهرداري و اداره کل ميراث برطرف شود و البته بودجه‌ي مناسبي تخصيص داده شود، با انتخاب مشاور موزه، اميدوارم که تا پيش از پايان سال، سرانجام اين موزه، رنگ افتتاح را ببيند و پذيراي گردشگران داخلي و خارجي باشد. از سويي در پژوهش‌هايي که انجام شد، متوجه شديم معضل اصلي گليم سيرجان که باعث از رونق افتادن خريد‌وفروش اين دست‌بافته شده، اين است که؛ ما در سيرجان فقط پروسه توليدِ گليم را داريم و متاسفانه به فرايندِ پيش و پس از توليد گليم، توجه نکرديم. تلاش داريم با پيگيري‌هايي که صورت گرفته و از طريق معين‌هاي اقتصادي و و البته مشارکت بخش خصوصي، راه‌اندازي  کارخانه‌هاي ريسندگي، رنگرزخانه، شستشوي گليم و... در دستور کار قرار دهيم تا با رفع دغدغه تعيه و گرانيِ مواد اوليه، قيمت تمام شده گليم را پايين بياوريم. ضمن اين‌که تلاش شده از طريق استانداري و اتاق بازرگاني استان، بخشي از موانعِ صادرات گليم رفع شود.

در زمينه پژوهش و آموزش هم، مجوز اوليه راه‌اندازي مرکز تحقيقات گليم دانشگاه آزاد با همکاري دبيرخانه گليم صادر شده. ضمن اين‌که مرکز تحقيقات صنايع‌دستي و گليم شرکت نظم‌آوران در کنار يک کارگاه مجهز در روستاي دارستان افتتاح شده که مي‌تواند بخشي از دغدغه‌هاي ما را برطرف کند. علي‌رغم محدوديت‌هايي هم که شيوع ويروس کرونا ايجاد کرده، تقويم آموزشي و برنامه‌يک‌ساله شهرجهاني گليم تدوين شده که به‌زودي اجرايي خواهد شد. قدم‌هايي هم براي حل بيمه‌ي بافندگان برداشته شده که اميدوارم با گشايشي که‌در اين حوزه صورت بگيرد، بتوانيم به بخش کوچکي از رعايت حقوق اجتماعي بافندگان‌، عمل کنيم. البته دقت کنيد که همه‌ موارد در حالي انجام‌ شده که متاسفانه دبيرخانه نيز بودجه‌اي ندارد و با دست‌خالي بايد معجزه کنيم. اميدوارم در اوايل آبان‌ماه که برنامه‌هاي جشن ثبت جهاني گليم را در پيش رو داريم، به‌صورت جدي برنامه‌هاي تقويم يک‌ساله شهرجهاني گليم را شروع کنيم تا شايد سرانجام تار و پود اين دست‌بافته‌ي جهاني سيرجان، رنگِ سامان به‌خود بگيرد.