سخن‌تازه فواید حضور و غیاب دانش‌آموزان در کلاس را در عصر کرونا، بررسی می‌کند
«س» مثل سلامت یا «س» مثل سواد؟
گروه جامعه
«صبح شنبه زنگ بزنید، مدرسه اگر باز بود بچه رو بفرستید.» این جمله‌ نتیجه‌ی همه تلاش‌ها و کش‌و‌قوس‌های وزیری بود که باید برای بودن و نبودن بچه‌ها در مدرسه تصمیم می‌گرفت. وزیری که وظیفه‌اش در این شرایط بحرانی و حساس، ارائه‌ی یک راه حل مشخص برای والدین و معلمان است که نتوانست از پسش بربیاید و به سبک و سیاق همیشه، مساله آبکی حل شد تا در نهایت وزیر گفت: «حضور دانش‌آموزان در مدرسه اجباری نیست.»

اما دعوای والدین و مدیران بر سر چیست؟
والدین در گروه‌های مختلف و فضای مجازی نوشتند و اعتراض‌شان را به حضور بچه‌های‌شان در مدرسه مطرح کردند. آن‌ها معتقدند این امر قمار بر سر جان فرزندشان است و نمی‌خواهند بچه را به مدرسه بفرستند. والدین معترض آن‌هایی را که با فرستادن بچه به مدرسه مشکلی نداشتند مورد اتهام قرار دادند و گفتند این‌ها کسانی هستند که از حضور بچه‌ها در خانه خسته شده‌اند و می‌خواهند ساعاتی را استراحت کنند. آن‌ها معتقد بودند به باور این والدین کرونایی وجود ندارد و این‌ها دروغ‌پردازی‌های رسانه‌ای‌ست.
در این میان معلمان و مدیران مدرسه دلایل خودشان را دارند و می‌گویند آموزش از راه دور کیفیت ندارد زیرا بچه در خانه حواسش پرت است و دل به درس نمی‌دهد.
ایمان شیخ‌ذکریا مدیر دبستان و یلدا صدوقی روانشناس کودکان از دلایل موافقت‌ها و مخالفت‌های حضور دانش آموزان در مدارس می‌گویند.


دغدغه‌های یک موافق برگزاری کلاس‌های درس
ایمان شیخ‌ذکریا*
صبح از تعلیق می‌گویند و شب از تعویق! سر درگمی دارد. هم مدیران را در برنامه‌ریزی بهتر اذیت کردند و هم اولیا و هم معلمان.
ما با دو مقوله روبروییم. هم کرونا و هم نحوه خدمات آموزشی که باید به هر دو مقوله پرداخته بشود ولی متاسفانه یکی پررنگ می‌شود و یکی نادیده گرفته می‌شود. مثلا الان در تصمیمات همه‌ی توجهات به کروناست. از لحاظ مدیریت اجرایی و هم فرهنگ حاکم بر کشور، جامعه‌ی ما طوری نیست که شرایط را رعایت کند. حالا مدارس و آموزش مثل همیشه در اولویت آخر دولت ماست که این در تک بعدی بودن تصمیم‌گیری‌ها دیده می‌شود. آموزش غیرحضوری در ایران بسیار سخت است چون ما زیرساخت‌های لازم را نداریم. الان بعد از گذشت هفت ماه هم این زیرساخت‌ها درست نشده. اینترنتی که در اختیار مردم است اینترنت قابل قبولی نیست. سخت افزارهایی که خانواده‌ها دارند، کاربردی نیست. یکی گوشی دارد و یکی تبلت دارد و یکی لپ‌تاپ. یکی هم هیچ‌کدام را ندارد. چیز دیگری هم که در مساله‌ی آموزش غیرحضوری دیده نشده، این نکته است که بچه‌های پیش دبستانی اول و دوم و حتا سوم نیاز به یک واسطه‌ی آموزشی دارند و خانواده‌های ما نزدیک به هفتاد درصدشان شرایط ایفای این نقش را ندارند. با توجه به نحوه‌ی تربیت ما، بچه‌ها وابسته هستند و باید یکی مدام حواسش باشه و تذکر بدهد. حالا این فشار به خانواده‌ها تحمیل می‌شود و خانواده‌ها هم چون قدرت معلم و مدرسه را ندارند، شاهد تنش‌های زیادی خواهند بود.
یکی دیگر از تبعات فرهنگی آموزش مجازی هم شاید کمک والدین باشد به دانش‌آموزان که ما طی ماه‌های اخیر شاهدش بودیم که والدین در انجام تکالیف و امتحانات به بچه‌ها کمک می‌کنند یا در واقع تقلب می‌رسانند. نرم افزار شاد آن کنترل لازم را ندارد. نرم‌افزار شادی که معرفی شده چه قابلیت‌هایی دارد؟ تبعات این کار در آینده خیلی بد خواهد بود. بچه‌ها سال‌های بعد در آموزش مشکل خواهند داشت. بچه‌ای که آموزش ندیده و با پایه‌ی ضعیف بالا می‌آید.
بچه‌ها از پدر مادر حرف شنوی ندارند و اگر احساس کنند مدرسه‌ای در کار نیست دل به یادگیری نمی‌دهند. این روزها ما از فشار به کادر درمانی زیاد می‌شنویم اما باید در کنارش کادر آموزشی را هم اضافه کنیم. توی مدارس دولتی امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خوبی برای آموزش مجازی نیست. ولی در مدارس غیردولتی این امکانات بهتر است ولی مشکلی که وجود دارد در مدارس غیردولتی چون مردم شهریه می‌پردازند، توقع دارند بچه آموزش ببیند. اگر نبیند و نارضایتی داشته باشند، گرفتن شهریه هم سخت است و اگر نشود شهریه گرفت مطمئناًً هزینه‌های مدرسه که مهم‌ترینش پرداخت حقوق معلمان است به مشکل بر می‌خورد. اتفاقی که سال گذشته هم شاهدش بودیم و حتا یک جاهایی باعث مختل شدن امر اموزش میشه.
باید در نظر گرفت که اگر مدارس نتوانند این خدمات را بدهند، تبعات خواهد داشت و والدین و مدیران رو در روی هم قرار می‌گیرند. تعداد نارضایان و شاکیان زیاد می‌شود و دودش در چشم آموزش و پرورش خواهد رفت.
مساله دیگر اینکه در این چند ماه شاهد حضور مردم در همه جا بودیم و این نشان از ضعف اجرایی دولت دارد که در اجرای پروتکل‌های بهداشتی مشکل داشته و فرهنگ در جهت رعایت نکردن بوده. حالا چه شده که همین جامعه‌ای که در مراسم‌های مختلف و در کوچه و خیابان و بازار به حال خودش رها شده و بهداشت و فاصله‌ی اجتماعی را در اولویت قرار نمی‌دهد، نوبت به مدرسه و آموزش نسل آینده که می‌رسد، همه یاد دغدغه‌های بهداشتی‌ می‌افتند؟!
بچه‌ها هم بخشی از همین جامعه هستند. وقتی بدون ماسک در کوچه‌ها مشغول بازی‌های جمعی هستند، کسی نگران نمی‌شود! اما در مدرسه که می‌توان رفتار بهداشتی آن‌ها را کنترل کرد یا با شیفت‌بندی جمعیت کلاس‌ها را کاهش داد و هر دانش‌آموز را روی یک نیمکت نشاند، همه صحبت از تعطیلی امر ضروری آموزش می‌کنند!
اگر واقعاً نگرانی برای بچه‌ها وجود دارد، این را باید در تمام ارکان جامعه ببینیم. اینکه فکر کنیم کرونا فقط در مدرسه، منتقل می‌شود، یک فکر عبث و بیهوده است.
حضور بچه‌ها با تعداد کم و ساعات محدود در مدرسه حتا می‌تواند کم خطرتر از رها شدن کودکان در کوچه‌ها و پارک‌ها برای بازی باشد. به جرات می‌گویم مدارس کم خطرترین جا برای بچه‌ها خواهد بود چون اگر محدود باشند و در ساعات محدود قابل کنترل و این کنترل حتما انجام می‌شود چون بچه‌ها بسیار حرف شنوی دارند از معلم و مدیر و همین کنترل را پدر و مادرها کمتر روی بچه‌ها دارند.


مزایا و معایب آموزش مجازی از منظر روانشناسی
یلدا صدوقی**
آموزش مجازی و حضوری برای کودکان دبستان هرکدام یک سری معایب دارند، که اگر فقط بعد روانشناسی آنها را مدنظر قرار دهم به این موارد می‌توان اشاره کرد:
نکته خیلی مهمی که وجود دارد این است که آموزش حضوری در مدرسه فقط بعد آموزشی ندارد، و از نظر رشد حرکتی-جسمی و نیز رشد روانی (شناختی، هیجانی و اجتماعی) نقش بسیار مهمی دارد. آموزش حضوری در مدرسه می‌تواند در پرورش ابعاد مختلف مهارت‌های زندگی مثل خودآگاهی و افزایش اعتماد به نفس، مهارت همدلی، ارتباط موثر و دوستیابی بچه‌ها، مدیریت روابط بین فردی و مهارت جرات‌ورزی و نه گفتن، توانایی تفکر خلاق و انتقادی، مهارت‌های حل مساله و تصمیم‌گیری و توانایی مدیریت هیجانات منفی از جمله استرس و خشم بسیار موثر باشد. که متاسفانه در آموزش مجازی به این امور کمتر پرداخته می‌شود.
آموزش مجازی در محیط خانه هم مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. به عنوان مثال با اینکه معلم‌ها وقت و انرژی خیلی بیشتری نسبت به آموزش حضوری صرف می‌کنند؛ بار آموزشی تا حد زیادی به خانواده منتقل می‌شود. والدین در نقش معلم در کنار کودک قرار می‌گیرند و ممکن است تعامل مثبت آنها خدشه دار شود و تنش بین کودک و والدین زیاد می‌شود. کما اینکه هنوز اول سال است اما گزارش‌هایی به من رسیده مبنی بر تنبیه و تهدید کودک توسط والدین برای پیگیری تدریس و تکالیف.
این محدودیت‌ها و فشارهای روانی که از طرف والدین به کودک وارد می‌شود هم کودک را نسبت به درس و مدرسه دلزده می‌کند و هم رابطه و تعامل مثبت والد-فرزند را از بین می‌برد.
در آموزش حضوری هم یک سری مشکلات مهم وجود دارد. علاوه بر مشکلات حیطه بهداشت و سلامتی، از نظر روانی هم با یکسری مشکلات مواجه خواهیم بود؛ اینکه:
الف) خانواده‌ها تحت تنش و اضطراب بالایی قرار می‌گیرند؛ و با نگرانی بابت اینکه آیا کودک بیمار یا ناقل نشود، ناخودآگاه این اضطراب را به کودک منتقل می‌کنند.
ب) همچنین می‌دانیم که در بحران کرونا مساله‌ای که گریبان‌گیر افراد زیادی شده، مساله وسواس است، که حالا با این شرایط، این وسواس به صورت فکری و عملی در کودک و خانواده شدیدتر از قبل می‌شود.
ج)یک مساله مهم دیگر این است که بچه‌ها در مدرسه یکدیگر را می‌بینند و نیاز به بازی و تعامل عاطفی-هیجانی با هم دارند و اینجاست که معلم و کادر مدرسه در نقش کنترل‌گر دایم به کودک تذکر می‌دهند که دور هم جمع نشوید، بازی نکنید و کودک از نظر عاطفی-هیجانی سرکوب می‌شود. همچنین تاثیرات آموزش حضوری در رشد حرکتی و رشد روانی و پرورش مهارت‌های زندگی که قبلا گفتیم، با این تذکر و سرکوب عملاً وجود نخواهد داشت.
جدای از بُعد مادی، خود من تا پایدار شدن شرایط و حداقل، آمدن واکسن، آموزش مجازی را ترجیح می‌دهم و فکر می‌کنم حل مسائل مربوط به آن ساده‌تر است؛ به این صورت که خانواده یاد بگیرد چگونه برنامه‌ریزی دقیق برای زمان کودک داشته باشد و گاهی از کلاس‌های رفع اشکال با زمان‌های کوتاه استفاده کند و نیز خانواده آموزش ببیند که چگونه برخورد کند که کودک خودش پیگیر آموزش و تکالیفش باشد و تنش والد-فرزند ایجاد نشده و والد نقش معلم نگیرد.
*مدیر دبستان
**کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، روانشناس کودک و نوجوان، بازی درمانگر و مدرس مهارت‌های زندگی