رهگذران، هر روز شاهد عبور قطار از روی پلی هستند که راهی برای گذر از زیر آن هم تعبیه شده. به زیرگذر سمنگان معروف است. اما زمانی که در مسیر زیرگذر قرار می گیری هر لحظه امکان پیشروی خاک‌های تلمبار شده اطرافش را می دهی، چرا که هیچ مانعی برای پیشگیری از این رویداد در نظر گرفته نشده. برای زیباسازی آن هم اقدامی صورت نگرفته که شاید می‌شد با ایجاد پله‌هایی از گلکاری، هم می‌توانست مانع پیشروی خاک شود و هم به زیبایی آن کمک کرد.
پس از گذر از زیرگذری که چندان در خور نیست، در امتداد بلوار باریکی قرار می گیری که حتا دور برگردانی کارشناسی برای آن هم در نظر گرفته نشده، و در ادامه به میدانی برمی‌خوری که گویا در بزرگراهی با حجم عظیم ترافیکی قرار گرفتی، به بزرگی میدان امام علی در ابتدای بلوار، آن هم در شهرکی به کوچکی سمنگان. تناقض ها در برنامه‌ریزی شهری این شهرک، بیداد می‌کند. در میان انبوه کمبود ایده‌های شهرسازی، اهالی به آسفالتی بسنده کرده‌اند که از آن هم محروم مانده اند. کوچه هایی که به مناطق جنگ زده شباهتش بیشتر است آن هم زمانی که اندک بارندگی صورت بگیرد تا کوچه های پر از چاله هایش، به آبگیرهایی وسیع مقابل خانه ها تبدیل شوند. و شب‌های بارندگی از دور و نزدیک صدای کار کردن ماشین های مکانیکی و لودر ‌آید که گویا با ایجاد تل هایی از خاک، قصد پیشروی آب به سمت خانه‌ها را دارند. شهرکی که در بین انبوه بیابان محصور گردیده و درختکاری اندکی که در حاشیه‌ی ریل قطار صورت گرفته، تنها به پناهگاهی برای تجمع جوانان بیکار تبدیل شده، خلوتگاه مناسبی‌ست برای آنان. درختانی که تنها به آبیاری آن ها بسنده شده و هیچ نوع هرسی صورت نمی گیرد و خارهای بلندش تا نیمه‌های تنه درخت می‌رسند.
هر چند که عبور مسیر خطی قطار از بیخ گوش ساکنین این محله هست اما هیچ نرده‌ی جداکننده‌ای و حصاری با آن در نظر گرفته نشده که هر سال شاهد جان باختن افرادی در اثر برخورد با قطار باشیم. اما کماکان، احتیاط، سر لوحه‌ی ساکنین است.
گلکاری و چمن کاری هم در این شهرک به چشم نمی‌بینی، تنها اثری از رویش در میان جدول ها و بلوار و میدان هایش می بینی، زردی علف های هرزی است که پس از گذشت عمر کوتاه و بهاره‌شان، قد علم می کنند و تا پایان سال، زردی خود را به رخ رهگذران می‌کشانند. هیچ اثری از زیباسازی در این شهرک به چشم نمی خورد.

شهرکی در میان بیابان

اهالی برای مان از کمبود امکانات می‌گویند: «ما در قسمتی که نزدیک به حاشیه ی پل هوایی هست زندگی می‌کنیم. جایی که اصلا ماشین حمل زباله را نداریم. متاسفانه سگ های ولگرد هم به دلیل بیابانی بودن اطراف، به صورت گله ای در حال چرخش در کوچه ها هستند و اگر زباله‌ای بیرون از خانه گذاشته شود، تمام آن پاره شده و در میان کوچه کشیده می شوند. بنابراین برای حمل زباله ها باید همیشه روی جعبه‌ی ماشین، پلاستیک زباله‌ها را بگذاریم که آن هم اگر در طول مسیری که به سطل زباله می‌رسیم، از روی ماشین نیفتد و زباله‌ها نقش خیابان نشوند.
در پشت جدول‌هایی که در حاشیه ی خیابان وجود دارند همیشه پر از خار و خاشاک و علف هرز است و مامنی برای جانواران موزی مثل موش و عقرب و سایر حشرات.»
«کاش یک مسوول می‌آمد و به کوچه‌های این شهرک سری می‌زد. نزدیک به 15 سال است که ما در این محله زندگی می کنیم، دریغ از یک بار که بیایند و کف کوچه ها را صاف کنند. باید اهالی خودشان دنبال این باشند که کف خاکی کوچه را صاف کنند.»

فکری به حال زمین خالی های شهرک بکنید

«مدت‌ها بود که زمین خالی روبروی خانه‌ی ما، محلی برای جمع شدن ولگردها و معتادان شده بود. افرادی که از نیمه شب به پشت مانع‌هایی که در این زمین‌ها قرار داشتند، پناه می‌گرفتند و امنیت را از بین برده بودند. هر چند که دوربین هم بیرون خانه نصب کرده بودم اما یک شب به راحتی شیشه‌ی ماشین را شکسته بودند و به یک کیف مدرسه هم رحم نکرده بودند. وقتی دوربین ها را چک کردیم، فردی نقابدار شیشه را شکست و کیف مدرسه را از توی ماشین برداشت و برد. خب هیچ راهی برای شناسایی او وجود نداشت. همین طور همسایه های دیگر هم به تنگ آمده بودند و کسانی که مجبور بودند ماشین خود را بیرون از خانه بگذارند هر روز با یک سرقت از ماشین شان روبرو می شدند. هر کجا مراجعه کردیم نتوانستیم ترتیب اثری بدهیم تا این که خودمان مجبور شدیم با هزینه‌ی شخصی تراکتوری بیاوریم و این زمین را صاف کنیم تا حالت پناهگاه را نداشته باشد. و گرنه کسی مسوول نیست که به این مشکلات مردم رسیدگی کند. و الان به مدت یک هفته است که سه زمین خالی که در کوچه ما وجود داشت، هر سه در حال آماده سازی برای ساخت و ساز شده‌اند. اینجا هم جای تعجب است که چرا پس از سال ها، این سه زمین همراه با هم در حال سر و سامان گرفتن هستند.»
«مکانی را قرار دادند به عنوان محل احداث پایگاه بسیج. فقط یک تابلو در اینجا گذاشته شده وسلام. به حال خود رها شده و قسمتی به زمین‌های بیابانی اضاف کرده است. مدرسه هایی هم که در اطراف ساخته شده‌اند، خیابان مقابل آن را یک آسفالت هم نشده است که فرزندان‌مان این همه خاک نخورند.»

مشکلات را با شورا در میان بگذارید

این بار مشکلات را با شورا نشینان شهر در میان گذاشتیم تا شاید از طریق آن ها مشکلات اهالی حل شوند. ابوذر زینلی در رابطه با مشکلاتی که خط راه آهن برای اهالی به وجود آورده چنین گفت: «خط راه آهن در حیطه کاری اداره راه است و باید آن اداره راه چاره ای برای آن بیابد و شهرداری در این زمینه نمی تواند اقدامی انجام دهد. اما در رابطه با آسفالت کوچه و خیابان های این شهرک گفت: «برخی کوچه های شهرک سمنگان برای آسفالت پرونده تشکیل داده اند که به نوبت در حال آسفالت شدن هستند.» و توضیح ابوذر زینلی در رابطه با زمین های خالی که در کوچه ها، وجود دارند، گفت: «این زمین ها مالک شخصی دارند اما اگر همسایه ها معترض باشند در شهرداری پرونده ای تشکیل می شود و حصاری اطراف این زمین ها کشیده خواهد شد که مالک بستانکار می شود و در آینده که تصمیم به ساخت کند، این مبلغ را بپردازد. اما در رابطه با ماشین حمل زباله باید گفت که جمع آوری زباله به طور منظم در حال انجام است و اگر در این زمینه نقصی وجود دارد باید اهالی اطلاع دهند تا به این مورد رسیدگی شود.»
اما در ادامه ابوذر زینلی گفت: « نباید شهروندان، سیرجان را با شهرهایی چون رفسنجان مقایسه کنند، مساحت رفسنجان بسیار کمتر از شهر ماست و باید این موارد را هم در نظر بگیریم که شهر گسترده است و بنا به این گستردگی، عوارضی که پرداخت می شود بسیار ناچیز و اندک است و باید همکاری و تعامل دوطرفه باشد، هم از طرف شهروندان و هم از طرف مسوولان شهری.»