جمعه, 24 ارديبهشت 1400

شماره 645 مورخ 22 اردیبهشت 1400

محدودیت‌های خرده‌گیر و لکچه باز!
گروه خبر: پیش از ظهر روز یکشنبه تعدادی از کسبه‌ی پاساژها در دفتر رییس اتاق اصناف سیرجان جمع شدند‌. آن‌ها به تبعیض دولتی در ایجاد محدودیت‌های کرونایی برای صنوف مختلف اعتراض داشتند. حرف‌شان هم خلاصه بود؛ اینکه مغازه‌های خیابان و از جمله هم‌صنف‌های خودشان در خیابان همه باز هستند و عملاً  زور دولت فقط به پاساژها رسیده. موضوعی که مورد تایید محمود اسدی رییس اتاق اصناف هم بود و آن را به خاطر نداشتن نیروی لازم برای کنترل مرتبط می‌دانست.

کلافگی اصلی کسبه‌ی گرد آمده در دفتر رییس اصناف، از تضاد بین سیاست‌های دولت برای کنترل بیماری با معیشت آنان بود و همگی نگران چک‌ها و بدهی‌ها و کرایه‌های‌شان بودند. در عمل اما محمود اسدی فقط آن‌ها را به کارنامه‌ی بد دولت حواله می‌داد و دستورالعملی را روی میز می‌گذاست که طبق آن ناچار بود در همکاری با اماکن محدودیت‌ها را اعمال کند. محدودیت‌هایی پر حرف و حدیث که مود نقد خود اسدی هم بود. اینکه هزار راه در رو در این دستورالعمل وجود دارد. مثل همین که موبایل‌فروشی‌ها با چسباندن یک متن: "تعمیرات پذیرفته می‌شود" این محدودیت‌ها را دور می‌زنند و یا کسبه‌ی خیابان به طور نیمه‌باز به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند.
اسدی در واکنش به این ابهام کسبه که چرا فقط پاساژ‌های خلوت را به بهانه کرونا پلمپ می‌کنند و بسیاری از صف‌ها و شلوغی‌های دیگر مکان‌ها را نمی‌بینند، تنها به بند و تبصره‌ای استناد می‌کرد که به محدودیت برای مکان‌های سرپوشیده اشاره داشت. کسبه اما در مقابل از اخلال در معیشت‌ خود خانواده‌هاشان گلایه‌ داشتند و از مدیریت غلط دولت می‌نالیدند که چطور خودش در دوران کرونا بانی ایجاد صف‌های توزیع کالاهای دولتی بوده و هست.  رییس اتاق اصناف حرف کسبه را تایید می‌کرد و با تغییر در جمله‌ی مشهور بنیان‌گذار انقلاب، گفت: "هرچه فریاد دارید بر سر دولت تدبیر و امید بکشید."
با آرام شدن تنش‌ها و رفتن کسبه، از محمود اسدی می‌پرسم چرا به عنوان رییس اتاق اصناف منتقل کننده‌ی  دغدغه‌ی معیشتی کسبه به دولت نیست. او از جلسات مشترکش با فرماندار می‌گوید که در آنجا این مسائل را مطرح کرده و فقط این جمله را از طرف نمایندگان دولت شنیده: "ما فقط مطیع دستورات مرکزیم."
اسدی همچنین تایید می‌کند که فشار محدودیت‌ها فقط بر سر خرده‌کسبه است و دولت حاضر نیست مشاغل پرتردد مربوط به درآمد خودش را محدود کند.
درحالی از دفتر رییس اتاق اصناف سیرجان بیرون می‌روم که او از یک طرف پاسخگوی تماس‌های متعدد است و از طرف دیگر از کسبه می‌خواهد که او را با زبان روزه، زیاده به حرف نگیرند و یک روز دیگر دندان روی جگر بگذارند.
نکته‌ی جالب توجه اینکه برای رفتن از اداره اصناف منتظر دوستی بودم که قرار بود به دنبالم بیاید اما وقتی با او تماس گرفتم از گیر افتادنش در صف سیمان دولتی خبر داد! عکسش را هم گرفت و برایم فرستاد. با خودم گفتم بفرما، آفتاب آمد دلیل آفتاب!  به اینکه چقدر این محدودیت‌ها برای رعایت بهداشت و سلامت جامعه است و چقدرش سیاسی‌ست، دیگر دو به شک شده‌ام. با خودم می‌گویم دولت خرده‌گیر و لکچه‌باز یک سوزن به خودش بزند و بعد جوالدوزهایش را نثار خرده‌کسبه‌ای بکند که زیر فشار این همه مشکل اقتصادی دیگر تاب تحمل بی‌کاریِ اجباری را ندارند.

ضمیمه این شماره