دوشنبه, 15 آذر 1400

شماره 672 مورخ  10 آذر 1400



ای که دستت می‌رسد کاری بکن

جناب آقای علی‌اکبر کریمی‌پور
شهردار منتخب شورای شهر سیرجان.
با سلام.
این نامه نه به رسم معمول برای تبریک به شما به خاطر رسیدن به جایگاه کنونی‌تان و تکیه‌تان به صندلی ریاست بر شهرداری سیرجان نوشته شده که اتفاقا به عکس قرار است دوستانه و صمیمانه و برادرانه نکاتی را به شما گوشزد کنیم. نکاتی از تاریخ آنچه در سال‌های گذشته بر شهرداری این شهر و مردمش رفته و ما در سخن‌تازه به مدد آرشیومان در حافظه‌مان مانده است. باشد که گوشه‌ی ذهن داشته باشید و به آن همکار خوشنویس‌تان در همان شهرداری سیرجان بسپرید برای‌تان جمله‌ی طلایی حافظ را خطاطی کند و آن را روی میزتان و پیش چشم بگذارید تا هر روز یادتان بیاورد که این عجوزه (صندلی) عروس هزار داماد است.
بی‌شک شهردار جوان و با سابقه‌ای چون شما با دغدغه‌های محیط زیستی بهتر از ما درس اداره‌ی امور عمرانی شهری را می‌داند. اما بد نیست به عنوان کسی که دیری‌ست از زادگاه خودتان دور بوده‌اید و در هوای سیاست این شهر نفس نکشیده‌اید، گوشه چشمی داشته باشید به تاریخ خیلی معاصر بلدیه‌ی سیرجان. می‌گویم خیلی معاصر چون قرار نیست از ده-بیست سال گذشته عقب‌تر بروم.
آقای کریمی‌پور نمی‌دانیم سیرجان از دورانی که شما ترکش کرده‌اید تا کنون چقدر عوض شده و بعید نیست چندان هم عوض نشده باشد اما خوب است بدانید شما از معدود شهرداران منتخب سیرجان هستید که به کرسی‌تان نگاه نردبانی ندارید. قرار نیست از آن پلکانی بسازید برای رسیدن به هدفی غیر از آبادنی سیرجان و این خود جای خوشبختی دارد. زیرا سال‌های دراز بود که آبادانی این شهر قربانی اهداف ریز و درشت سیاسی شد و سیرجان با تمام ثروت و اقتصاد پویایش از همین رهاورد زیان دیده و ضربه خورده است. ضرباتی که شما امروز در شهرسازی سیرجان می‌بینید و با نگاهی به وضعیت نابهنجار کوچه و خیابان‌های سیرجان متوجه آن خواهید شد.
سال‌های سال غلبه‌ی نگاه انتخاباتی به جای تخصص‌گرایی عمرانی بر شهرداری سیرجان موجب هدر رفت بودجه‌ها و سرمایه‌های سیرجان شده. بودجه‌های کلانی که خرج کوی و برزن این مردم بی‌نوای نجیب نشده و در یارگیری برای انتخابات مجلس و شورا هزینه شده است!
از فربه کردن بی‌مورد نیروهای دفترنشین شهرداری بگیرید تا انواع تخلفات مالی و اداری مثل فاکتورسازی و نان‌تراشی برای دوست و آشنا. اخبار اختلاس‌ها و بازداشت‌ها را هم که حتما سابق بر این شنیده‌اید. نان‌رسانی حتا در حد خرید گل‌میخ‌های غیرضروری و نصب آن در سراسر شهر تا بستن قراردادهای انحصاریِ کوچک و بزرگ.
شهردار منتخب، بسیار کار به جایی کردید که شروع کارتان را با بازدید از بازار سیرجان و بافت تاریخی‌اش به عنوان قلب سیرجان آغاز کردید. چه خوب که به چشم دیدید سال‌ها با این شهر و مردمانش چه کرده‌اند و بر ما چه گذشته.
راستی کف بازار شهری با این همه ثروت و با چنین اقتصاد پویایی را نگریستید آقای شهردار؟
وضعیت نابسامان پیاده‌روها و درختان اصلی‌ترین خیابان سیرجان را مشاهده کردید تا متوجه بشوید مشت نمونه‌ی خروار است و آیا با خودتان نگفتید که در این صورت وای به حال خیابان های فرعی و کوچه‌های این شهر؟
اگر از خودتان بپرسید که آیا شهری که تحویل گرفته‌اید پیش از این بی‌صاحب بوده، باید بگوییم که پرسش خوبی در ذهن‌تان جرقه زده است. این شهر پیش از این شهرداران بسیاری به خود دیده اما شما بگو ندیده. آشکار نیست چه اراده‌ای پشت پرده بوده که شهرداران سابق، یا نخواسته‌اند و یا نتوانسته‌اند این همه بودجه‌‌ی میلیاردی ناشی از درآمد شهرداری و عوارض معدنی را خرج سر و روی سیرجان کنند و دست کم بخشی از توقعات به جا و مطالبات به حق اهالی سیرجان را برآورده سازند!؟
راستی در این سال‌ها چه کرده‌اند با این شهر؟ به کدام گل روی شهرمان بنازیم؟
بگویم فضای سبز سالم و شادابی دارد و درختانش نخشکیده‌اند و پارک‌های زیبایی دارد؟
از پیاده‌روهای شهرمان تعریف کنیم؟ به پیاده‌روی همان اداره‌ای که در سالن همایش‌هایش معارفه شدید، دقت کردید؟ برای شما روی آن خاک و خل آب پاشیده بودند. برای مردم عادی که نمی‌پاشند.
لذا وقتی خواستیم بگوییم شهر ما برای معلولان مناسب سازی نشده، دوباره یادمان به همان پیاده‌روهایی آمد که هر شهروند سالم و تنومندی هم پایش در آن پیچ می‌خورد.
از این نیز بگذریم، اگر به خاطر اسکان‌تان در سیرجان سر و کارتان به اجاره‌بهای خانه یا خرید آن افتاده باشد، متوجه شده‌اید که سیرجانی‌ها هزینه‌ی زندگی در تهران را می‌‌پردازند اما امکانات شهری کوچک و دورافتاده را دریافت می‌دارند.
بنابراین ساکنان سیرجان دل‌شان به چه خوش باشد؟
بگوییم سیرجان مثل دیگر شهرهای کوچک هوای تمیزی دارد؟ که به خاطر صنعتی بودنش، ندارد.
شما را محیط زیستی معرفی کرده‌اند. بد نیست بدانید رعایت مسائل محیط زیستی هم در سیرجان شوخی‌ئی بیش نبوده. از معادن آلاینده‌اش که به خاطر فاصله‌شان بگذریم، مشخص نیست به حکم چه عقلی، در مجاور شهرک‌های صنعتی مجوز ساخت و ساز مسکونی داده شده؟ یا چرا بخش‌هایی از فضای سبز شهری را به این و آن واگذار می‌کنند و شهرداری آب چاه‌های فضای سبز را تانکر تانکر به معادن وا می‌گذارد؟!
دل‌مان خوش باشد سیرجان شهر تمیزی است و بهداشت معابرش رعایت می‌شود و روی فرهنگ شهروندانش در این باره کار موثر شده یا به سایت مدرن امحای زباله‌مان بنازیم؟
دل‌مان خوش باشد که سیرجان آسفالت با کیفیتی دارد یا ترافیک روانی دارد و  کوچه هایش کنده کاری نیست؟
مجوز تجاری در کوچه و خیابان فرعی بی حساب و کتاب داده نشده یا در کوچه‌هامان به نسبت عرض کم‌شان تراکم فروخته نشده است؟
بگوییم در اطراف مکان‌های تاریخی سیرجان سایت‌های تفریحی گردشگری خوبی طراحی شده؟
خوشحال بچه‌های‌مان باشیم که تفریح‌گاه‌های خوبی دارند و وسایل بازی پارک‌ها نو است یا ناراحت امنیت زنان‌مان نباشیم که روشنایی معابر شهرمان عالی‌ست؟
صدور پروانه‌ی ساخت و ساز حساب و کتاب دارد و با توجه به اقلیم و فرهنگ معماری بومی‌ست یا شهرسازی‌مان اصولی و میدان‌هایمان زیبا و هندسی است؟
خیابان‌های پر ترددمان پارکینگ طبقاتی دارند یا مفتخر باشیم که پلیس ساختمانی‌مان نظارت درستی بر لزوم رعایت استانداردهای ساخت و ساز دارد؟
پزِ المان‌های زیبای سیرجان را بدهیم یا شگفت‌زده‌ی خلاقیت مدیران سابق باشیم در رنگ کردن جدول‌ها؟
آسوده خاطر باشیم که بر تخلیه‌ی نخاله‌های ساختمانی نظارتی بوده یا امیدوار باشیم کمربندی شاهد قرار است سامان‌دهی و جا‌به جا شود؟
یا منت ممنون ماموران مبارزه با سدمعبر باشیم که دستفروش رنجیده را رنجیده‌خاطرتر می‌کنند آن هم در شهری که گداها و متکدی‌ها آزادانه در آن جولان می‌دهند؟
بگوییم سیرجان شهر گلیم و بادگیر و پسته و سنگ آهن است یا از مشاهیر بنام کشوری‌مان حرف بزنیم؟ با اشاره به کدام سردر یا مجسمه‌ی شاخص؟
خلاصه کنیم. آقای شهردار در یک کلام بگوییم که سال‌هاست به این شهر نه توجه شده و نه رسیدگی. توزیع همان حداقل امکانات و خدمات هم برابر نبوده. می‌گویید نه، سری به محله‌های پایین‌شهر بزنید. امید که بگذارند کار کنید تا به قول خودتان بعد از چند ماه ناچار به عذرخواهی و خداحافظی و رفتن نشوید.
                و من‌الله توفیق، تحریریه هفته‌نامه سخن‌تازه

ضمیمه این شماره