دوشنبه, 15 آذر 1400

شماره 672 مورخ  10 آذر 1400


دراز دستـیِ این کوتـه‌آستینـان، بیـن!

دختران تیم فوتبال شهرداری سیرجان طی روزهای گذشته همواره به واسطه‌ی بازی‌های پرگل و نحوه‌ی گل زدن شان مایه‌ی مباهات بودند و حتا در یک گزارش عربی، گزارشگر نحوه‌ی گل زدن افسانه چترنور را به گل‌های افراد مشهوری چون لیونل مسی و بکهام شبیه دانست و با صدای بلند و هیجان خاص عربی اعلام کرد: "تاریخ‌نویس‌ها نباید نوشتن این رویداد را فراموش کنند." اما با تمام این اوصاف، باز هم کامنت‌ها و اظهار نظرهای برخی کاربران اینستاگرامی برای دختران سیرجان سراسر جملاتی تلخ، بی‌مزه و به عبارتی یاوه بود. جملاتی از قبیل "این‌ها زن زندگی به حساب نمیان." "حرکات شون مردونه‌ است."، "بچه‌ها بیاین شوتبال دخمل‌ها" و ...
این در حالی‌ست که انتظار می‌رفت دست‌کم الان که این دختران در جهان بر سر زبان افتاده‌اند و دارند برای سرافرازی شهرشان تلاش می‌کنند از  آزار و اذیت کلامی زیر پست‌ها خبری نباشد. اما باز هم محیط فضای  مجازی با کوچه بازار تفاوتی نداشت.
 همانقدر ناامن و ترسناک!
دایرکت بسیاری از دختران در فضای مجازی پر است از سلام"علیک‌های بی‌هدف، جملات بی‌مزه برای به اصطلاح مخ‌زدن و گفت‌وگوهایی اغلب یک نفره برای باز کردن سر صحبت که گاهی با اصرار و تمنا همراه است و در نهایت با بلاک و حذف از سوی دختر روبرو می‌شود. سمانه می‌گوید: "من هر زمان وارد یک پیج عمومی و پر بازدید شدم و زیر یک پست جدی نظرم رو نوشتم تا چند روز با جواب‌هایی که اغلب با تمسخر و تحقیر روبروست، مواجه شده‌ام.
" او معتقد است گشت و گذار در شبکه‌‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و اظهارنظر کردن برایش با تنهایی قدم زدن در کوچه و خیابان فرقی ندارد. همانقدر احساس ناامنی می‌کند و به همان اندازه با انواع و اقسام متلک‌ها روبرو می‌شود.
 از او می‌پرسم آیا تا به حال شده که بابت چنین اتفاقاتی تصمیم گرفته باشد که قید شبکه‌های اجتماعی را بزند؟
 اوایل که اینستاگرامم را نصب کردم انگار احساس تکلیف می‌کردم که  درباره هر موضوعی اظهارنظر بکنم و کامنت بگذارم. بعد از اینکه متوجه شدم چون زن هستم و نظر داده‌ام باید سوژه‌ی برخی از کاربران شوم و تا مدت‌ها ذهنم درگیر شود، تصمیم گرفتم اینستاگرامم را پاک کنم زیرا بعد از هر اظهار وجود مورد هجمه‌ی اراجیف قرار می‌گرفتم و چون سنم پایین بود اعتماد به نفسم کم شده بود. اما بعد از گذشت چند ماه و پس از اینکه متوجه شدم که این چالش، دغدغه‌ی مشترک دوستان هم‌سن‌ و سالم است، تصمیم گرفتم که صحنه را ترک نکنم و از حق و حقوق خودم در استفاده از فصای‌مجازی بهره ببرم. حذف نکردم اما عملا زن بودن در فضای مجازی مانند یک جنگ نابرابر است."
مریم چند سالی را در یکی از رسانه‌های خبری کار کرده. او نیز می‌گوید خبرنگار بودن برایش مضاف بر بودن، بوده و همین امر در بسیاری از موارد عرصه را برایش تنگ کرده است. اینکه شیوه‌ی نگارش مطالب و خبرهایی را که پست کرده مورد تمسخر قرار گرفته و اصل مطلب به حاشیه رفته.
نگرانی برای از بین رفتن اعتماد به نفس دختران در فضای مجازی
در همین باره پدر و مادرها نیز نگران از تبعات حضور دختران‌شان در فضای مجازی هستند. فاطمه مادری‌ست که می‌گوید از اینکه دخترش در فضای مجازی تحت تاثیر کلیپ‌هایی -که عموما علیه زنان ساخته شده- قرار بگیرد، دلواپس است. فاطمه می‌گوید: "بارها و در بسیاری از پیج‌ها دیده برای اینکه مخاطب جذب کنند، چند مرد روسری سرشان می‌کنند و بعد در حالی که با ناز و عشوه حرف می‌زنند، در نقش یک دختر کم‌عقل و فاقد شعور حاضر می‌شوند!"
 نگرانی فاطمه این است که فرزندش با تکرار این فیلم‌های کوتاه کم‌کم این باور در ذهنش شکل بگیرد که یک دختر همیشه دست و پا چلفتی‌ست و هیچ وقت نمی‌تواند کاری را درست انجام دهد.
پسمانده‌ی فرهنگی که زنان را کمتر از مردان می‌بیند
طیبه عباسلو  دانش‌آموخته‌ و پژوهشگر حوزه‌ی مطالعات زنان است. از او می‌پرسم؛
 چرا هر پستی که با موضوع زنان در فضای مجازی منتشر می‌شود، چه موضوع آن طنز باشد و چه جد توسط تعداد زیادی از کاربران به سمت لودگی و ابتذال می‌رود؟ حتی اگر آن سوژه درباره‌ی موفقیت و افتخار آفرینی یک زن یا یک تیم ورزشی باشد؟
از آنجایی که در جامعه ارزش وجودی زن کمتر دیده شده، هرگونه حرکت و رفتاری از زن حتا اگر به پیروزی و موفقیت برسد و موجب افتخار باشد، کم‌ارزش دانسته شده و کمتر انگاشته می‌شود. بهتر دانستن و برتر دانستن یک جنس، موجب می‌شود که معمولا موفقیت جنس دیگر را به سخره می‌گیرد. چون تاکنون در هر رشته‌ای فضا برای زن نبوده که ابراز وجود کند. بنابراین چون این حضور تازگی دارد، موفقیت این حضور هم تازگی دارد. جامعه ندیده بوده و لذا خود این جنس دوم بودن زن و کلیشه‌اش را دوباره بازتولید می‌کند. چون بازتولید می‌شوند و همین مسخره کردن‌ِ موفقیت‌های به موقعیت نابرابر برمی‌گردد. به همین دلیل در برابر  شکستن چارچوب آن نابرابری مقاومت می‌شود. این واکنش جامعه‌ی مردسالار است.
 می‌خواهند زنان موفق را دلسرد کنند
این کارشناس مطالعات زنان معتقد است که تلاش عامدانه‌ای صورت می‌گیرد که پیروزی‌های زنان در عرصه‌های فرهنگی"اجتماعی، سیاسی، ورزشی، هنری، علمی، اقتصادی و کسب و کار را کم‌ارزش جلوه بدهند و در نتیجه زنان موفق دلسرد بشوند و دست بکشند تا شاید نظام مردسالار حفظ بشود‌:
"اعتماد به نفس زنان را نشانه رفته‌اند. آن قدر که بسیاری از زنان عزت نفسی برایشان باقی نمانده و خودشان بازنشر کننده‌ی محتوایی هستند که موفقیت زنان دیگر را دست می‌اندازد و مسخره می‌کند!
 چرا؟
چون ارزش برابر انسان فارغ از جنسیتش را باور نکرده‌اند. پس  خودش و هم نوع خودش را دست می‌اندازد و جدی نمی‌گیرد.
  واکنش زنان باید چه باشد؟
مقاله کردن. مقابله به مثل منظورم نیست. اینکه در برابر این تضعیف روحیه مقابله کنیم. ناامید نشویم. واکنش نشان بدهیم. محترمانه بخواهیم بازنشر نکنند این ابتذال  و لودگی را. قرن‌ها به زنان فرصت برابر داده نشده که موفقیتی به دست بیاورند. بنابراین خود ما خانم‌ها هم در داشتن عزت نفس می‌لنگلیم. چون سال‌ها حقارت و ناکامی را تجربه کردیم.
بنابراین فرهنگ بدش به این زودی‌ها از ذهن‌ها حذف نمی‌شود باید سال‌ها آگاه‌سازی بکنیم، از تلاش در رشته‌ی خودمان ناامید نشویم و در کنارش برای نهادینه شدن فرهنگ این مسایل اطلاع رسانی کنیم. بخش زیادی از خشونت کلامی مردان علیه زنان برمی‌گردد به تاریخ نابرابری جنسیتی زنان و مردان. در سال‌های اخیر هم بیشتر شده. چون به برانگیختن حس حسادت می‌تواند ربط داشته باشد.
علت بروز خشونت کلامی
عرف رایجی است که بوده. اینکه زنان را به هیچ می‌گرفته‌اند. بستر جامعه‌ی مردسالار دامن می‌زند به آن.
بحث توهین و تحقیر ریشه در تاریخ داشته. طعنه و کنایه برمی‌گردد به خفقان و نبود آزادی بیان و فضای باز اجتماعی. این‌ها همه ریشه در فرهنگ طول و درازمان دارد. اگر زنان پایداری کنند و از این واکنش‌های واپسگرای جامعه دلسرد نشوند، رفته رفته نفس حضور زنان در عرصه‌‌های مختلف اجتماعی عادی می‌شود و کمتر شاهد این نوع خشونت‌های کلامی و تمسخرها خواهیم بود.
 آیا برای خشونت کلامی و رفتاری در فضای مجازی جرم‌انگاری صورت گرفته است؟
عنوان خشونت کلامی در قانون نیامده اما توهین به دیگران در قانون مجازات اسلامی جرم تلقی می‌شود گرچه شرایط اثباتش هم باید محیا باشد که بحث حقوقی است . فقط اثباتش سخت است و قانون خیلی کلی است.
 لایحه‌ی تامین امنیت زنان در برابر خشونت به کجا رسید و آیا این آزارها جزو مصادیق آن بود؟
لایحه‌ی امنیت زنان پروسه‌ای نزدیک به ۱۰ سال را طی کرده. از ابتدای دولت روحانی بررسی کردند، حوزوی‌ها و قوه قضاییه روی آن نظر دادند و در نهایت طبق سایت رسمی پژوهش‌های مجلس، این لایحه در شهریور ۹۹ در مجلس وصول شده اما متاسفانه تاکنون هیچ اقدام عملی برای تصویب و اعلام عمومی‌اش اتفاق نیفتاده و دیگر ممکن است که در شرایط سیاسی جدید این دولت و مجلس نادیده گرفته بشود.

ضمیمه این شماره