نقد جدی به مدیریت شهری و شرکت نفت
دستگاههای خارج از مدار و نازلهای خراب در جایگاههای سوخت سیرجان
این که در شهری مانند سیرجان، با وجود تورم افسارگسیخته و فشار معیشتی طاقتسوز بر دوش مردم، یکی از معدود جایگاههای سوخت فعال در صبح شنبه — روز آغاز هفته و زمان حرکت چرخهای اقتصاد و زندگی — به جای بنزین، "ناتوانی" و "بیبرنامگی" بفروشد، تنها یک "اشتباه جزئی" نیست؛ نماد فرسودگی مدیریتی، نبود حس مسوولیتپذیری و بیاعتنایی به حق ابتدایی مردم برای دسترسی به خدمات پایه است.
فاجعه "کمبود برنامهریزی" یا "بیبرنامگی ساختاری"؟
ادعای "کمبود سوخت" در ابتدای هفته —پس از دو روز تعطیلی— نه یک اتفاق غیرمنتظره، بلکه شکست آشکار در پیشبینی و مدیریت موجودی است. هر دانش ساده لجستیکی حکم میکند که جایگاههای سوخت باید برای پیک مصرفهای قابل پیشبینی (مانند صبح شنبه) ذخیرهسازی کنند. این کمبود، یا ناشی از ضعف درخواست سهمیه از شرکت پخش است، یا بیدقتی در برنامهریزی داخلی. در هر صورت، پیامد آن تحمیل هزینههای اضافی (وقت، سوخت، اعصاب) به شهروندانی است که مجبورند به جایگاههای دورتر مراجعه کنند یا در صفهای طولانی معطل شوند.
بحران نازلهای خراب: نمایش بیکفایتی در تداوم
موضوع تنها یک جایگاه نیست: گزارشهای میدانی از خرابی چندین نازل در جایگاههای مختلف سیرجان حاکی از یک مشکل ساختاری در نگهداشت تجهیزات است. پرسش اینجاست: شرکت پخش فرآوردههای نفتی چه میکند؟ آیا نظارتی بر عملکرد جایگاههای تحت پوشش خود دارد؟
چرا اجازه میدهد برخی جایگاهها ماهها با نازلهای معیوب به کار خود ادامه دهند و عملاً ظرفیت خدمترسانی شهر را نصف کنند؟
آیا این خرابیهای مزمن، ناشی از کمبود قطعه، بیتوجهی جایگاهدار، یا ضعف در بازرسیهای فنی شرکت نفت است؟
تأثیر مستقیم بر معیشت: زمان، پول و آرامشِ هدررفته
اتلاف وقت سیستماتیک: وقتی شهروندی ساعتی را در صف سوخت معطل میشود، در واقع بخشی از درآمد و عمر خود را از دست میدهد. این برای کارگر روزمزد، راننده تاکسی، مغازهدار یا دانشجو به معنای ضرر مالی ملموس و استرس مضاعف است.
هزینههای جانبی: مراجعه به جایگاههای دورتر، یعنی سوخت بیشتر، استهلاک بیشتر و آلودگی اضافه. در شرایطی که قیمت بنزین نیز افزایش یافته، این دوگانگی فشار غیرقابل قبول است.
سکوت و نقص اطلاعرسانی: توهین به شعور شهروندی
اگر جایگاه از کمبود سوخت مطلع بوده، چرا هیچ اطلاعرسانی پیشگیرانهای (از طریق تابلو، شبکههای اجتماعی محلی، پیامک) انجام نشده است؟ این سکوت، بیاحترامی به شهروندان است که با امید و برنامهریزی روزانه خود را به جایگاه میرسانند، فقط با "بنزین تمام شد" مواجه شوند. این همان "ریختن آب پاکی روی دست مردم" است — عملی که اعتماد عمومی را میسوزاند.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده
لطمه به کسبوکارهای وابسته به حملونقل: رانندگان، باربریها، تاکسیها و مسافربران مستقیم تحت تأثیر قرار میگیرند.
تشدید احساس تبعیض: شهروندان سیرجانی در مقایسه با سایر شهرها (با دسترسی آسانتر به سوخت) خود را محرومشده از حداقل خدمات میبینند.
زمینهسازی برای آشوبهای اجتماعی: کمبود سوخت — همانگونه که در گذشته دیدهایم— میتواند به اعتراضات خودجوش و درگیریهای پراکنده بینجامد.
پرسشهای بیپاسخ از مسوولان
شهرداری سیرجان به عنوان نهاد ناظر بر خدمات شهری، چه اقدام عملی برای هماهنگی بین جایگاههای سوخت و شرکت پخش انجام داده است؟
شرکت پخش فرآوردههای نفتی استان چه برنامه نظارتی مدونی برای بررسی وضعیت فنی جایگاهها و اطمینان از سلامت نازلها دارد؟
آیا برای جایگاهدارانی که به طور مکرر خدمات ناقص ارائه میدهند، جریمه یا تعلیق پروانه در نظر گرفته شده است؟
راهحلهای فوری و بلندمدت
تشکیل ستاد سوخت شهری با حضور شهرداری، شرکت پخش و نمایندگان مردم برای پایش روزانه موجودی سوخت.
اجبار جایگاهها به نصب تابلوهای اطلاعرسانی آنلاین از وضعیت سوخت و نازلها.
تعمیر فوری نازلهای خراب با اعمال فشار شرکت پخش و تهدید به لغو مجوز.
بلندمدت:
افزایش تعداد جایگاههای سوخت سیرجان با توجه به رشد جمعیت و صنعت.
نوسازی تجهیزات جایگاهها با تسهیلات دولتی.
مسئله سوخت در سیرجان، تنها یک مشکل خدماتی نیست؛ آزمونی برای سنجش مسئولیتپذیری مدیریت شهری و اراده شرکت نفت برای خدمترسانی است. وقتی شهروندی صبح شنبه با خشکی پمپ بنزین روبرو میشود، تنها بنزین نمیخواهد — احترام، پاسخگویی و برنامهریزی میخواهد.
اگر امروز برای حل این مشکل اقدامی نشود، فردا باید پاسخگوی خشم انباشتهای بود که از محرومیتهای کوچک، اما مکرر زاده میشود.
آقایان مسوول! آبپاکی روی دست مردم ریختن، آتش نارضایتی را خاموش نمیکند؛ آن را زیر خاکستر پنهان میکند تا روزی که شعلهورتر شود.