همه برابرند، اما برخی آنلاین‌ ترند!

بهارنیوز: از 9 اسفند 1404 تا 28 اردیبهشت 1405؛ 80 روز، معادل 11 هفته و سه روز، یا نزدیک به 1900 ساعت، میلیون‌ ها ایرانی تجربه‌ ای را از سر گذراندند که تنها یک اختلال فنی یا محدودیت مقطعی نبود. در تمام این مدت، مسوولان بارها تأکید کردند که اینترنت، دسترسی به اطلاعات و ارتباط آزاد، حق مردم است و این محدودیت ها را به دلیل شرایط جنگی، دلیل امنیتی عنوان کردند اما همزمان، سیاستی شکل گرفت که در عمل معنایی جز تقسیم جامعه به دو طبقه نداشت: گروهی که به اینترنت دسترسی داشتند و گروهی که نداشتند؛ گروهی که «اینترنت پرو» یا «اینترنت طبقاتی» دریافت می‌ کردند - هرچند به گزاف و چندین برابر قیمت معمول - و اکثریتی که باید در خاموشی دیجیتال زندگی می‌ کردند.این وضعیت می تواند جمله مشهور جورج اورول در رمان «قلعه حیوانات» را به خاطر آورد: «همه با هم برابرند، اما برخی برابرترند.»
به گزارش رکنا،در ظاهر، حق دسترسی به اینترنت برای همه به رسمیت شناخته می‌ شود اما در عمل، برخی شهروندان به اطلاعات، ارتباطات، بازار و جهان متصل‌ اند و برخی دیگر نه. این دقیقا همان لحظه‌ ای است که «حق عمومی» به «امتیاز اختصاصی» تبدیل می‌ شود.
اینترنت طبقاتی؛ بازتولید تبعیض در عصر دیجیتال
در طول این 80 روز، یکی از مهم‌ ترین نگرانی‌ ها، عادی‌ سازی مفهوم «اینترنت طبقاتی» بود؛ ایده‌ ای که بر اساس آن، دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت نه یک حق برابر، بلکه امکانی ویژه برای گروه‌ های خاص تلقی می‌ شود. همین مسئله باعث شد بسیاری این پرسش را مطرح کنند که آیا قرار است همان الگوی فروش فیلترشکن، این بار در مقیاسی بزرگ‌ تر و رسمی‌ تر تکرار شود؟
مصطفی پوردهقان، دبیر دوم کمیسیون صنایع و معادن مجلس، درباره اجرای مصوبه شورای عالی امنیت ملی پیرامون «اینترنت پرو» گفته است که این طرح در عمل به «قلکی برای همراه اول، ایرانسل و رایتل» تبدیل شده است.
خسارتی که دیده نمی‌ شود
آسیب‌ های قطع اینترنت فقط به اختلال در پیام‌ رسانی یا دشواری ارتباطات روزمره محدود نمانده است. بخش بزرگی از این خسارت‌ ها در اقتصاد دیجیتال و معیشت مردم اتفاق افتاده است که اثر آن بر زندگی میلیون‌ ها نفر اثر مستقیم و واقعی دارد.سخنگوی اتاق اصناف ایران در تشریح آثار این وضعیت گفته است: «ما در جنگ تحمیلی خسارت‌ های فیزیکی داشتیم که دیده می‌ شد اما در حوزه اقتصادی صدمات بسیار بزرگی متحمل شدیم که قابل مشاهده نیست.»
او با اشاره به تنها بخشی از اقتصاد دیجیتال کشور توضیح داده که حدود 10 هزار واحد صنفی دارای مجوز در حوزه کسب‌ و کارهای مجازی فعالیت می‌ کنند و گردش مالی آنها در سال گذشته حدود 200 همت بوده است.این فقط آمار رسمی کسب‌ و کارهای دارای مجوز است؛ در حالی که هزاران فروشنده خانگی، فعال صنایع دستی، تولیدکنندگان کوچک، فریلنسرها و صاحبان مشاغل آنلاین اصلا در این آمار دیده نمی‌ شوند.
وقتی اینترنت پایدار وجود نداشته باشد، نه فقط کسب‌ و کارها، بلکه مشتریان نیز امکان استفاده از این بستر را از دست می‌ دهند. در نتیجه، کل زنجیره اقتصاد دیجیتال آسیب می‌ بیند.
جامعه‌ ای که احساس کند دسترسی‌ اش به اطلاعات، ارتباط و بازار ممکن است هر لحظه و بدون توضیح شفاف قطع شود، به‌ تدریج احساس امنیت و اعتماد خود را از دست می‌ دهد. اعتماد عمومی زمانی شکل می‌ گیرد که مردم بدانند حقوقشان وابسته به جایگاه، رابطه یا نزدیکی سیاسی نیست اما اینترنت طبقاتی دقیقا پیام معکوس می‌ دهد:
برخی می‌ توانند متصل بمانند و برخی نه.
برخی می‌ توانند کار کنند و برخی نه.
برخی می‌ توانند به جهان دسترسی داشته باشند و برخی نه.
این همان چرخه‌ ای است که جامعه ایرانی پیش‌ تر نیز تجربه‌ اش کرده است؛ از فیلترشکن‌ فروشی تا اینترنت طبقاتی. در نهایت، شاید مهم‌ ترین آسیب این 80 روز نه فقط خسارت اقتصادی یا اختلال ارتباطی، بلکه عادی شدن بدعتی جدید است؛ اینکه حقوق عمومی را بتوان برای همه محدود کرد و سپس بخشی از همان حق را به گروهی خاص بازگرداند و این دقیقا همان جهان اورولی است؛ جایی که ظاهرا همه برابرند، اما در عمل، برخی برابرترند.