نان ساندویچی یک شبه دو برابر شد!
13 هزار تومان ناقابل!

این روزها در حالی که مردم همچنان با تورمِ لجام‌گسیخته و مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، افزایش بی سر و صدا و ناگهانی قیمت «نان ساندویچی» از هفت هزار تومان به سیزده هزار تومان، مانند شوکی بر پیکره‌ی خانواده‌ها وارد شد. گرانی بی‌سروصدا، بدون اطلاع‌رسانی قبلی و خارج از چارچوب‌های عرفی، بار دیگر نشان داد که در چرخ‌دنده‌های تصمیم‌گیریِ مسوولان، جای خالیِ «شفافیت» و «احترام به حقوق شهروندی» به‌شدت احساس می‌شود.
گرانی‌ای که اگرچه کشوری‌ست اما گویا به هرشهرستان اختیار اجرای آن را به تناسب شرایط و به فراخور حال داده بودند.
مردم بی خبر اما در خرید روز سه شنبه یکباره متوجه گرانی نزدیک دو برابری نان ساندویچی از 7 هزار توامن به 13 هزار تومانی در یک جهش عجیب و شبانه شدند! حتا برخی از مردم با نگاه به رسید خرید ابتدا گمان می‌کردند که نانوایی مبلغ اشتباهی را کشیده یا تعداد نان‌ها را اشتباه حساب کرده.
اما فروشنده در پاسخ مردم می‌گوید: از دیشب به ما ابلاغ کرده اند و گرانی کشوری‌ست و تازه در سیرجان به نسبت باقی کشور دیرتر هم اعلام شده است!
سیرجان همین طوری هم مجزای از کشور شهر گرانی‌ست. کاش در بقیه‌ی موارد هم در مورد ارزانی کالاها در شهرهای دیگر همین تقلید سراسری و کشوری از قیمت گذاری دستوری انجام می شد اما نمی شود!
سوال اساسی اینجاست: شورای آرد و نان سیرجان و واحد مربوطه در فرمانداری، دقیقاً در کدام بخش از این تصمیم‌گیری حضور داشته‌اند؟ آیا این افزایشِ نزدیک به دو برابری بدون اعلام قبلی و توجیه افکار عمومی، حاصلِ یک خردِ جمعی و بررسیِ کارشناسی بوده یا صرفاً تسلیم شدن در برابر فشارهای صنفی، بدون توجه به توانِ خریدِ کارگران و اقشار آسیب‌پذیر؟
وقتی از «نان» سخن می‌گوییم، از یک کالای معمولی صحبت نمی‌کنیم؛ نان، «قوت غالب» مردم ایران است. در فرهنگ دینی و ملی ما، حرمتِ نان بالاتر از بسیاری از کالاهاست. در شرایطی که حقوق و دستمزدِ کارگران و کارمندان در سال جدید، نه تنها دو برابر نشده، بلکه با تورم موجود ناشی از جنگ، قدرت خریدِ خانواده‌ها به حداقل رسیده است، افزایشِ آنی و غیرمنطقیِ قیمت نان، یعنی دست‌درازی مستقیم به سفره‌ای که دیگر چیزی برای کوچک‌تر شدن ندارد.
چگونه است که مسوولین در زمانِ ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، به بهانه‌های مختلف از زیر بار مسوولیت شانه خالی می‌کنند، اما در زمانِ تحمیلِ فشارِ گرانی به مردم، با سکوتِ خود بر این تصمیمات مُهر تأیید می‌زنند؟ آیا فرمانداری سیرجان و نهادهای نظارتی، به وظیفه ذاتی خود در کنترل بازار عمل کرده‌اند؟ یا اینکه «شورای آرد و نان» خود به جای آنکه مدافعِ منافعِ مردم باشد، به مجریِ سیاست‌های افزایشِ بی‌رویه قیمت تبدیل شده است؟
این رفتارِ «یک‌باره و بی‌خبر»، توهین به شعورِ شهروندانی است که در پیچ و خمِ مشکلاتِ اقتصادی، به حداقل‌ها راضی شده‌اند. این اقدام، یادآورِ همان مدیریتِ جزیره‌ای و غیرپاسخگوست که پیش‌تر در دیگر حوزه‌های مدیریت شهریِ سیرجان نیز شاهد آن بوده‌ایم. چرا هیچ‌گونه نظارتی بر قیمت‌گذاری‌هایِ خودسرانه وجود ندارد؟ چرا هیچ‌کس پاسخگو نیست که چطور یک قلم کالا در عرضِ یک شب، جهشی خیره‌کننده را تجربه می‌کند؟
خطاب به مسوولانِ فرمانداری و شورای آرد و نان سیرجان می‌گوییم: مردمِ سیرجان، مردمی نجیب و صبورند، اما این صبر، حد و مرزی دارد. سکوتِ شما در برابرِ این فشارِ اقتصادی، نه تنها گره‌ای از مشکلاتِ تولیدکنندگان و نانوایان باز نمی‌کند، بلکه اعتمادِ عمومی را که بزرگترین سرمایه نظام است، به قهقرا می‌برد. ما انتظار داریم که فرمانداری محترم، به عنوانِ نماینده عالی دولت، ضمنِ بررسیِ فوریِ این قیمت‌گذاری، گزارشی شفاف به مردم ارائه دهد که این افزایشِ قیمت بر اساس کدام مولفه‌های اقتصادی و با کدام استدلال منطقی صورت گرفته است؟ اگر دلیلی منطقی وجود دارد، چرا پیش از اجرا، به مردم اعلام نشده است؟
سیاست‌هایِ اقتصادی که در اتاق‌های در بسته و بدونِ لحاظ کردنِ واقعیت‌های زندگیِ کفِ خیابان اتخاذ شوند، قطعاً محکوم به شکست‌اند. مدیریتِ آرد و نان، یعنی مدیریتِ معیشتِ مردم؛ پس با آن، نه به‌عنوان یک عدد و رقم در جداولِ اقتصادی، بلکه به عنوانِ خطِ قرمزِ زندگیِ هزاران خانواده سیرجانی برخورد کنید.
امروز، وقتِ آن است که شورای آرد و نان، از لاکِ دفاعیِ خود خارج شده و به جایِ نگاهِ صرفاً صنفی، نگاهی «مردمی» داشته باشد. از نمایندگانِ محترم در مجلس و مسوولانِ نظارتی انتظار می‌رود که این پرونده را به صورت ویژه بررسی کنند. مردم نباید تاوانِ ضعفِ نظارت یا بی‌برنامگیِ شما را با کوچک شدنِ سفره‌های‌شان بدهند.
ولی سیرجان شده شهری که در آن قیمت‌ها به اراده‌ افراد و بدونِ ضابطه جابه‌جا شود. امیدواریم این نقد، صدایِ رسایِ آنانی باشد که دیگر نایِ اعتراض ندارند. منتظرِ پاسخگوییِ شفافِ مسوولان هستیم؛ چرا که سکوتِ شما، برایِ مردمِ ما، معنایی جز بی‌تفاوتی ندارد.