تصمیمات جزیرهای استان زیر سوال؛
روزگار بیبنزینی سیرجان
حذف کارت سوخت اضطراری (آزاد) در جایگاههای سوخت استان کرمان، بیش از آنکه یک سیاست ملیِ هماهنگ باشد، نوعی «خودتحریمیِ منطقهای» است که نشان از نگاهِ جزیرهای و غیرواقعبینانه به جغرافیای اقتصادی و اجتماعی استان دارد. در حالی که مسوولان استانی احتمالاً با توجیه «مبارزه با قاچاق سوخت» این سیاست را پیش میبرند، در صحنه عمل، این «خانوادههای سیرجانی» هستند که در مسیرِ بیمارستانها، معادن و مدارس، بهای این تصمیمگیری پشتِ درهای بسته را میپردازند.
پارادوکسِ «استانِ معدنی» و «شهروندِ پیاده»
سیرجان به عنوان قطب صنعتی و معدنی، شهری است که در آن «تردد»، نه یک انتخاب، بلکه «ضرورتِ بقای اقتصادی» است. وقتی مسئولان استانی کارت سوخت آزاد را حذف میکنند، انگار فراموش کردهاند که فاصله مسکن مهر تا مراکز اصلی، یا فاصله سیرجان تا کرمان برای بیمارانِ تحت درمان، کیلومترها مسافت است. این تصمیم، عملاً «حق دسترسی به خدمات» را به «تواناییِ بنزینداشتن» مشروط کرده است. آیا در تصمیمگیریهای استانداری، سهمِ پیمایشِ روزانه یک کارگر معدن یا یک سرپرستِ بیمارِ خاص لحاظ شده است؟ یا باز هم با یک عددِ یکسان برای همه، به جنگِ نابرابری رفتهایم؟
سیاستگذاری جزیرهای؛ چرا کرمان؟
پرسش اساسی اینجاست: چرا در حالی که سایر استانها با سازوکارهای منطقیتری (مانند سهمیههای شناور یا حفظ کارتهای اضطراری در شرایط خاص) مدیریت مصرف میکنند، کرمان باید آزمایشگاهِ تصمیماتِ سختگیرانه باشد؟ این «جزیرهای عمل کردن»، همواره به معنای «هزینهتراشی برای مردم» است. وقتی استانداری کرمان به جای چانهزنی با مرکز برای دریافت سهمیهی ویژهی مناطق معدنی و صعبالعبور، به حذفِ راحتترین راهِ دسترسی مردم به سوخت روی میآورد، یعنی ناتوانی در مدیریتِ کلان را به جیبِ مردم منتقل کرده است.
سکوت در برابر «عدالتِ سوخت»
مطالبات نشریه «سخن تازه» و دغدغهی رانندگان سرویسهای معادن، صدای یک جامعهی خسته است. حذف کارت آزاد، بدون ایجاد سهمیهی حمایتی برای بیماران خاص، خانوادههای پرجمعیت و رانندگان سرویس، نهتنها ضد قاچاق نیست، بلکه ضد «رفاه عمومی» است.
- اگر قاچاق معضل است، چرا هزینهی آن را «بیمار سرطانی» که باید مسیر سیرجان-کرمان را طی کند باید بدهد؟
- چرا باید رانندهای که چرخِ جابهجاییِ نیروی انسانیِ بزرگترین معادن خاورمیانه را میچرخاند، نگرانِ تمام شدن سهمیه سوخت باشد؟
مطالبهی شفافیت
مردم سیرجان و استان کرمان نباید قربانیِ «مدیریتهای پشتِ پرده» شوند. مسئولانِ مربوطه در استانداری باید پاسخ دهند:
1- مبنای کارشناسی این تصمیم چیست؟ (آیا پیوست عدالت اجتماعی برای آن تدوین شده است؟)
2- سازوکار حمایتی کجاست؟ (چرا تا این لحظه، سامانهای برای اختصاص سوخت به موارد خاص و معیشتی تعریف نشده است؟)
3- چرا استان کرمان باید در اجرای سیاستهای تنبیهیِ سوخت، پیشروتر از کل کشور باشد؟
سخن آخر
شفافیت یعنی مسوولان بدانند که هر لیتر بنزین در سیرجان، با خونِ دلِ خانوادههایی مصرف میشود که برای درمان و کار، راهی جز حرکت در جادهها ندارند. حذف کارت آزاد جایگاه، باید به فوریت بازنگری شود؛ پیش از آنکه این تصمیم، به سدی برای توسعه و تهدیدی برای سلامتِ عمومی تبدیل شود. این یک تصمیم بحثبرانگیز است که نهتنها در سیرجان، بلکه در کل استان کرمان، به نمادی از «مدیریتِ از بالا به پایین و جزیرهای» تبدیل شده است. حذف کارت سوخت آزاد جایگاهها، آن هم بدون در نظر گرفتن زیرساختهای حملونقل عمومیِ توسعهیافته در شهری مثل سیرجان، عملاً به معنای تحمیل یک «مالیات پنهان» و یک «محدودیت حرکتی» بر دوش گروههای آسیبپذیر است.