وقتی خیابان به میدان قدرت‌نمایی تبدیل می‌شود؛
پدیده اوباش گری در سیرجان
یک نزاع ساده نیست؛ زنگ خطری برای سرمایه اجتماعی شهر

سیرجان در سال‌های اخیر بارها شاهد درگیری‌های خیابانی، نزاع‌های منجر به جرح و قتل، استفاده از سلاح سرد و در مواردی تیراندازی بوده است؛ اتفاقاتی که هر بار افکار عمومی را برای مدتی متوجه خود می‌کند و سپس با فروکش کردن خبر، مساله اصلی نیز به حاشیه می‌رود. اما تکرار این حوادث نشان می‌دهد که نمی‌توان همه آنها را صرفاً مجموعه‌ای از «دعواهای شخصی» یا رفتار چند فرد خاطی دانست.
در ماه‌های اخیر نیز اخبار مختلفی از درگیری‌های خشن در سیرجان منتشر شده است. در یکی از موارد، نزاع میان چند جوان موتورسوار به مرگ یک جوان ۲۲ ساله با ضربه چاقو انجامید. همچنین پلیس سیرجان در مقاطعی از دستگیری افرادی خبر داده که در نزاع، تیراندازی، عربده‌کشی، استفاده از سلاح سرد و ایجاد مزاحمت برای شهروندان نقش داشته‌اند.
در چنین شرایطی، گزارش‌های مربوط به درگیری اخیر مقابل شهربازی و ورود پلیس به ماجرا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ چراکه حضور افراد مجهز به سلاح سرد در یک فضای عمومی و در برابر چشم خانواده‌ها و کودکان، مرز میان «نزاع افراد با یکدیگر» و «تهدید امنیت عمومی» را پشت سر می‌گذارد.

مساله فقط چند جوان عصبانی نیست

جامعه‌شناسی خشونت به ما می‌آموزد که برای فهم یک رفتار خشن نباید فقط به لحظه وقوع آن نگاه کرد. پشت یک درگیری خیابانی ممکن است مجموعه‌ای از عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، محله‌ای و اجتماعی قرار داشته باشد.
سازمان جهانی بهداشت، خشونت جوانان را پدیده‌ای چندعاملی می‌داند و عواملی مانند نظارت ناکافی خانواده، ارتباط ضعیف والدین و فرزندان، مشکلات اقتصادی، بیکاری، ارتباط با همسالان بزهکار، دسترسی به سلاح و وجود محیط‌های اجتماعی پرخطر را از عوامل مؤثر بر افزایش خطر خشونت معرفی می‌کند.
پژوهش‌های انجام‌شده درباره نوجوانان ایرانی نیز نشان داده‌اند که خشونت را نمی‌توان به یک علت منفرد نسبت داد. در این مطالعات، عواملی همچون مشکلات اقتصادی خانواده، بی‌علاقگی تحصیلی، فشار همسالان، نابسامانی خانوادگی، شرایط محیطی و ضعف برخی سازوکارهای مدرسه در شکل‌گیری رفتارهای خشونت‌آمیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.
بنابراین اگر امروز چند جوان در خیابان با چاقو قدرت‌نمایی می‌کنند، پرسش جامعه فقط این است که «آفرین به نیروی انتظامی برای سرعت عمل و برخورد»
اما پرسش‌های دیگری نیز وجود دارد: این افراد در چه محیطی رشد کرده‌اند؟ چه زمانی نخستین رفتارهای پرخطر آنها دیده شد؟ مدرسه، خانواده و محله چه زمانی متوجه تغییر رفتار آنها شدند؟ آیا برای نوجوانی که بارها درگیری ایجاد کرده، سازوکاری برای مداخله اجتماعی وجود داشته است؟

خیابان، مدرسه و خانواده از هم جدا نیستند

یکی از اشتباهات رایج این است که مدرسه را صرفاً محل آموزش دروس بدانیم. مدرسه یکی از مهم‌ترین نهادهای جامعه‌پذیری است. دانش‌آموز در مدرسه یاد می‌گیرد چگونه اختلاف خود را حل کند، چگونه «نه» بشنود، چگونه خشم خود را کنترل کند و چگونه بدون خشونت از حق خود دفاع کند.
سازمان جهانی بهداشت نیز برنامه‌های مهارت‌های زندگی، آموزش حل تعارض و رویکردهای جامع مدرسه‌محور را از جمله راهکارهای پیشگیری از خشونت جوانان معرفی کرده است.
این موضوع برای سیرجان اهمیت ویژه‌ای دارد. آموزش و پرورش شهرستان نباید منتظر بماند تا یک دانش‌آموز به مرحله ترک تحصیل، درگیری خیابانی یا ورود به گروه‌های بزهکار برسد. شناسایی زودهنگام دانش‌آموزان در معرض خطر، تقویت مشاوره مدارس، آموزش کنترل خشم، مهارت گفت‌وگو و حل اختلاف و ایجاد ارتباط مؤثر میان مشاور، خانواده و مدرسه می‌تواند بخشی از این مسیر باشد.
مطالعات انجام‌شده در ایران نیز ارتباط میان خشونت خانوادگی، احساس ناامنی در مدرسه، حمل سلاح و رفتارهای خشونت‌آمیز دانش‌آموزان را مورد توجه قرار داده‌اند.

فرهنگ؛ جایی فراتر از برگزاری مراسم

در کنار آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، کانون‌های فرهنگی، سازمان فرهنگی شهرداری، ورزش و جوانان، بهزیستی و سایر مجموعه‌های اجتماعی نیز باید سهم خود را در این موضوع ببینند.
اگر «کار فرهنگی» فقط به برگزاری چند جشن، همایش یا برنامه مناسبتی محدود شود، بخش مهمی از مساله نادیده گرفته شده است. فرهنگ در اینجا یعنی ساختن سبک دیگری از مواجهه جوان با خشم، اختلاف، شکست و احساس قدرت.
جوانی که تمام الگوی قدرتی که در اطراف خود می‌بیند در «زور بیشتر، چاقوی بزرگ‌تر، صدای بلندتر و ترساندن دیگران» خلاصه می‌شود، ممکن است خشونت را به‌عنوان ابزار اثبات هویت خود انتخاب کند.
در مقابل، ورزش، هنر، فعالیت‌های داوطلبانه، گروه‌های اجتماعی، آموزش مهارت‌های ارتباطی و ایجاد فرصت مشارکت واقعی جوانان در شهر می‌تواند مسیرهای دیگری برای کسب هویت و دیده‌شدن ایجاد
کند. مراکز فرهنگی و ورزشی باید به‌ویژه روی محله‌ها و گروه‌های سنی‌ای تمرکز کنند که احتمال طرد اجتماعی یا پیوستن آنها به گروه‌های پرخطر بیشتر است.

سیرجان به یک نقشه اجتماعی خشونت نیاز دارد

یکی از اقدامات ضروری، تهیه یک «نقشه اجتماعی خشونت» برای شهر است؛ نه صرفاً نقشه جرم پلیسی.
باید مشخص شود در چه نقاطی نزاع‌های خیابانی بیشتر رخ می‌دهد، چه گروه‌های سنی بیشتر درگیر هستند، چه ساعت‌هایی خطر افزایش پیدا می‌کند، چه عواملی در این نقاط مشترک است و چه تعداد از افراد درگیر، سابقه نزاع یا رفتارهای پرخطر داشته‌اند.
در ادبیات پیشگیری از خشونت، شناسایی نقاط پرخطر و اجرای مداخلات متناسب با علت‌های همان منطقه، در کنار اقدامات پلیسی، مورد تأکید قرار گرفته است. برای مثال، اگر اطراف یک مرکز تفریحی در ساعات خاصی به محل تجمع گروه‌های درگیر تبدیل می‌شود، پاسخ فقط افزایش برخورد پس از وقوع حادثه نیست؛ باید طراحی محیط، نورپردازی، حضور نیروهای خدماتی و انتظامی، دوربین، برنامه‌های فرهنگی و ورزشی و مدیریت تجمعات نیز همزمان بررسی شود.
هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند در برابر کسی که با سلاح به خیابان می‌آید، صرفاً با توصیه فرهنگی رفتار کند. حفظ امنیت عمومی وظیفه نهادهای قانونی است و برخورد با حمل سلاح، تهدید، تیراندازی و ایجاد رعب و وحشت باید جدی دنبال شود که شد.
در کنار اجرای قانون، بر آموزش مهارت‌های زندگی، حمایت از خانواده، ایجاد محیط‌های امن، خدمات حمایتی و مداخلات اجتماعی تأکید دارد.
بنابراین سیرجان نیازمند یک تقسیم کار روشن است: پلیس مسئول برخورد با جرم و حفظ امنیت؛ دستگاه قضایی مسئول اجرای قانون و رسیدگی سریع و دقیق؛ آموزش و پرورش مسئول پیشگیری و شناسایی زودهنگام؛ بهزیستی و مراکز مشاوره مسئول مداخله تخصصی؛ شهرداری مسئول طراحی و مدیریت فضاهای شهری؛ اداره ورزش و جوانان مسئول ایجاد فرصت‌های سالم برای اوقات فراغت؛ و نهادهای فرهنگی مسئول تقویت سرمایه اجتماعی و تغییر الگوهای رفتاری.

قبل از اینکه چاقو کشیده شود

مهم‌ترین نکته این است که پیشگیری باید قبل از لحظه درگیری اتفاق بیفتد.
وقتی نوجوانی چندین بار رفتار خشونت‌آمیز نشان می‌دهد، ترک تحصیل می‌کند، دائماً با گروه‌های پرخطر رفت‌وآمد دارد، سلاح حمل می‌کند یا از خشونت برای کسب اعتبار استفاده می‌کند، نباید منتظر ماند تا یک حادثه بزرگ رخ دهد.
جامعه باید قبل از آنکه چاقو از جیب بیرون بیاید، قبل از آنکه اسلحه کشیده شود و قبل از آنکه خانواده‌ای داغدار شود، مداخله کند.
سیرجان امروز بیش از هر چیز به یک برنامه مشترک و مستمر برای کاهش خشونت نیاز دارد؛ برنامه‌ای که آمار داشته باشد، مسئول مشخص داشته باشد، محله‌ها را بشناسد و نتیجه آن هر چند ماه یک‌بار ارزیابی شود.
حادثه‌ای که در خیابان رخ می‌دهد، تنها چند دقیقه طول می‌کشد؛ اما پشت آن ممکن است سال‌ها ناکامی، طردشدگی، خشونت خانوادگی، فشار اقتصادی، دوستی‌های پرخطر، ترک تحصیل یا ضعف ارتباط اجتماعی قرار گرفته باشد.
اگر قرار است خیابان‌های سیرجان دوباره برای خانواده‌ها و جوانان احساس امنیت داشته باشد، باید همزمان دو کار انجام شود: برخورد قانونی با خشونت سازمان‌یافته و قدرت‌نمایی مسلحانه، و سرمایه‌گذاری جدی بر پیشگیری اجتماعی و فرهنگی.
امنیت پایدار فقط زمانی ساخته می‌شود که شهروند، پلیس، مدرسه، خانواده، نهاد فرهنگی، شهرداری و دستگاه قضایی هرکدام سهم خود را در آن بپذیرند. مسئله اوباشی‌گری را نمی‌توان به چند چهره خشن تقلیل داد؛ همان‌طور که نمی‌توان مسئولیت مقابله با آن را فقط بر دوش پلیس گذاشت.
سیرجان پیش از آنکه شاهد حادثه بعدی باشد، به تصمیمی مشترک برای شکستن چرخه خشونت نیاز دارد.