منطق محاسباتی جنگ و صلح
ناصر ذاکری در روزنامه شرق نوشت: مصاحبه چند روز پیش وزیر امور خارجه کشورمان واکنشهای انتقادی متعددی را برانگیخت که البته جای شگفتی هم نداشت. نکته محوری سخنان ایشان این بود که تصمیم درباره تشدید آتش جنگ یا مهار آن نباید در فضای احساسی و هیجانی گرفته شود، بلکه باید از یک مبنا و منطق محاسباتی دقیق پیروی کند.
عراقچی میگفت اگر تداوم جنگ به همان میزان که هزینه و خسارت دارد، به دستاوردهای جنگ اضافه نکند، طبعا باید به مهار آتش جنگ و جلوگیری از آن تمایل نشان داد. به بیان دیگر باید دستاوردها و هزینههای تصمیم به ادامه مسیر را در دو کفه ترازو قرار داده و با هم مقایسه کرد. هرچند برآورد دقیق این دو برای یک مقایسه شفاف کار دشواری است، اما این امر اصل موضوع مقایسه و ارزیابی را زیر سؤال نمیبرد.
گفتنی است دانشجویان اقتصاد در همان سال نخست تحصیل میآموزند که یک بنگاه اقتصادی برای رسیدن به بالاترین سود ممکن باید تولید محصول خود را به سطحی برساند که هزینه تولید یک واحد اضافی بیشتر از درآمدش باشد. همین نکته نشان میدهد که موضع عراقچی برخلاف نظر منتقدان عصبانیاش از منطقی قوی و بسیار مستحکم برخوردار است: تداوم جنگ (تولید یک واحد محصول بیشتر) باید عایداتی بیشتر از هزینهاش داشته باشد، تا انتخاب آن منطقی و معقول جلوه کند.
در فروردینماه گذشته شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان عالیرتبه نظامی با این تحلیل پیشنهاد آتشبس ارائهشده از طرف دشمن را با اکثریت مطلق آرا پذیرفتند که طرف ایرانی به تمام آنچه میخواسته، رسیده و تداوم آتش نمیتواند دستاورد بیشتری در مقایسه با هزینههایش نصیب ایران کند. زیرا ایران توانسته علاوه بر بهدستگرفتن کنترل تنگه هرمز، قدرت بالای تابآوری خود و در معرض خطر جدی بودن منافع طرف مقابل را به اثبات برساند. البته به دنبال نقض بندهای توافق از طرف دشمن، شرایط جدیدی در میدان شکل گرفت و وزن دو کفه تداوم یا مهار آتش تغییر کرد.
اینک دو دیدگاه درباره جنگ از سوی صاحبان تریبون و مسوولان مطرح میشود. دیدگاه اول به ضرورت نگاه محاسبهگرانه اشاره دارد: باید دستاوردها و هزینهها را سنجید و در مورد تولیدکردن یا تولیدنکردن یک واحد محصول بیشتر تصمیم گرفت. اما دیدگاه دوم کوچکترین درنگی را برای اینگونه محاسبات برنمیتابد و فقط به حمله بیمحابا و تداوم جنگ تا به زانو درآوردن طرف مقابل میاندیشد. هرچند ممکن است محاسبات حامیان دیدگاه اول دقیق و عاری از خطا نباشد، اما بیتردید کنارگذاردن شیوه معقول تصمیمگیری سنجیده و متکی بر محاسبه دستاوردها و هزینهها، یک خطای مسلم است.
