رقص سوگ و عروسی قاسم در تعزیه خوانی
یک سنت تعزیه و شبیه خوانی ایرانی که در محمودآباد سادات و سعادت آباد سیرجان قدیم هم اجرا میشد، مراسم عروسی قاسم بود.
در سنت تعزیه، حضرت قاسم فرزند نوجوان امام حسن (ع) به عنوان جوانی ناکام که در آستانه ازدواج به شهادت میرسد، نماد جوانی ناکام و "داماد نشده" است. در شبیهخوانی واقعه کربلا، مراسم عروسی او با "حجله" یا همان حجله عروسی نمادین برگزار میشد . این حجله که آراسته به آینه، پارچههای قیمتی و نور بود، در دل مراسم عزاداری انجام میشد و گاه بر سر قاسمِ داماد نقل میپاشند و هلهله میکشند که نه به معنای تاریخی بودن و واقعی بودن برپایی عروسی در واقعه کربلا و عاشورا بود بلکه نمادی از آیین سنتی ایرانی در عزای افراد جوانمرگ شده بود. این سنت، بیتوجهی به مصیبت نبود، که تجسم بالاترین درجه رضا و عشق به وصال معشوق و آمیختگی آن با رسیدن به وصال خداوند به عنوان معشوق اصلی است . این تضاد، گریه را برای مخاطب عمیقتر میکند؛ تماشاگر میداند که داماد به جای حجله به استقبال مرگ رفته است.
با توجه به این رد پای تاریخی در سنت آیینی عجیب نیست که این آیین و رسوم در ناخودآگاه جمعی و حافظهی فرهنگی مردم مانده تا در سوگواری برای کشته شدگان ناآرامیهای اخیر نیز بازتاب بیابد. در مراسم تشییع جوانانی که در ناآرامیها جان باختهاند و اغلب ازدواج نکرده و "عروس یا داماد نشده" محسوب میشوند، گاه از سوی شرکت کنندگان حرکاتی را دیدیم که مشابهش را قبلا فقط در جشن عروسی میدیدیم!
این اقدام، اگرچه در نگاه اول متناقض مینماید، اما ریشه در همان سنت دیرینه نمایش سیاوش خوانی ایرانی دارد که مرگ جوانان ناکام را در قالب یک "عروسی تراژیک" به تصویر میکشد. شادی در اینجا نه به معنای شادمانی برای مرگ، بلکه اشاره به که این نکته است صد حیف که او خیلی جوان بود.
