چهارشنبه, 06 خرداد 1405
 
 

شماره 884 مورخ 5 اردیبهشت 1405

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

عید قربان و پلوشندگی زیر سایه‌ی سنگین گرانی

عید قربان در فرهنگ ایرانی، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ روز پیوند با سنت‌های کهن، دستگیری از نیازمندان و نزدیک شدن به پروردگار است. اما امسال، این عید برای بسیاری از شهروندان در سایه‌ی سنگینِ تورم و بی‌تدبیری‌های شهری، به روزی پُر از حسرت و شرمندگی بدل شده است.
سقوط آزاد قدرت خرید؛ «شرمندگی» در برابر سنت
درددل یک بازنشسته‌ی کشوری در سیرجان، آیینه‌ی تمام‌نمای وضعیت معیشتی این روزهاست. او که سال‌ها با عشق، رسمِ قربانی کردن و توزیع گوشت میان نیازمندان را به جا می‌آورد، حالا با بغضی در گلو می‌گوید: «سال ۹۵ با حقوق یک ماه بازنشستگی، سه رأس گوسفند قربانی می‌خریدم. امروز اما حتا توان خرید یک بره را هم ندارم.»
این روایت، تنها یک گلایه شخصی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی سقوط آزاد قدرت خرید قشری است که سال‌ها برای این کشور زحمت کشیده‌اند. وقتی «سنت‌های حسنه» زیر چرخ‌دنده‌های تورم له می‌شوند، نتیجه‌اش می‌شود خانه‌هایی که به جای عطرِ قربانی، بویِ استیصال می‌دهند. بسیاری از خانواده‌های خیر، امسال نه از روی میل، بلکه به جبرِ گرانی از این سنت فاصله گرفته‌اند و این یعنی «فقر» نه تنها سفره‌ها، بلکه قلبِ تپنده‌ی فرهنگ و سنت‌های جامعه را نیز نشانه رفته است.
شهر در محاصره‌ی بوی بد و خواب مدیران شهری
در سوی دیگر این میدان، بی‌برنامگی مدیریت شهری، هر سال کامِ عید را برای شهروندان سیرجانی تلخ‌تر می‌کند. همزمان با نزدیک شدن به عید قربان، پدیده ی پلوشندگی در کف کوچه و خیابان و هر کوی و برزن با سوزاندن موهای سر و دست و پای گوسفندان در میادین و پیاده‌روها، سیمای شهر را به «مسلخی آلوده» تبدیل می‌کنند. هرچند به نظر می رسد به خاطر کاهش قدرت خرید گوسفند قربانی در سیرجان ناشی از تورم و گرانی کشور امسال پدیده‌ی پلوشندگی در سطح خیابان‌های سیرجان کمرنگ تر باشد اما باز هم مشکل هنوز شهر سیرجان است.
دود غلیظ ناشی از سوختن موی گوسفند، بوی بد ناشی از خون و ضایعات، و آلودگی‌های بهداشتی در گوشه‌وکنار خیابان‌های سیرجان، نه تنها چهره‌ی شهر را مخدوش کرده، بلکه سلامت عمومی را نیز به بازی گرفته است.
پرسش اساسی از شهرداری سیرجان این است:
آیا پس از گذشت سال‌ها، هنوز نمی‌توان یک مکان مشخص، بهداشتی و دارای امکانات مدیریت پسماند برای این دست‌فروشان در نظر گرفت؟ چرا باید مردم در پیاده‌روها از میان دود و بوی تعفن عبور کنند؟ چرا در شهری که داعیه‌ی مدیریت مدرن دارد، هنوز برای ساده‌ترین مناسک عمومی، تدبیری بهداشتی اندیشیده نشده است؟
عید قربان، روزِ «رها کردن دلبستگی‌های دنیوی» است؛ اما انگار در سیرجان، شهروندان مجبورند علاوه بر دلبستگی‌ها، «کرامتِ شهری» و «سنت‌های آیینی» خود را نیز قربانیِ ناکارآمدی‌ها کنند. از سویی، سفره‌های خالیِ بازنشستگان که قدرت خریدشان به یک‌سوم تقلیل یافته و از سویی دیگر، پیاده‌روهایی که به جولانگاهِ سوزاندن غیربهداشتی مو و آلودگی تبدیل شده است.
مدیریت شهری سیرجان باید پاسخ دهد؛ تا چه زمانی قرار است به جای «ساماندهی» و «حمایت» از این شغل به شکل ساماندهی در مکانی مخصوص و مناسب مجاور شهر، تنها شاهدِ انفعال در برابرِ این نوع معضلات شهری و بی‌تفاوتی نسبت به کاهشِ قدرتِ معنوی و مادی مردم باشیم؟

 

 

ضمیمه این شماره