چهارشنبه, 04 شهریور 1405
 
 

شماره 896 مورخ 4 تیرماه 1405

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

عمارت صدر  به مثابه سرزندگی سیرجان در  حیات فرهنگی

 عمارت صدر یا همان خانه تاریخی صدرزاده در سیرجان این شب‌های تابستان فراتر از یک بنای تاریخی یا موزه است، در واقع «پناهگاه» و «آشیانه» هنرمندان محسوب می‌شوند.

محوطه ی آن برای اجرای زنده‌ی آثار هنرمندان بومی از موسیقی تا تیاتر و شعر مورد استفاده است و فضای زیبای نوستالژیکش که شانه به شانه عمارت‌هایی مثل خانه قوام شیراز می‌زند ، می‌تواند برای سیرجان آبروداری کند.

همیشه نیاز به فضایی در سیرجان که در آن هنرمند بتواند در جمع  به تکامل برسد، احساس می‌شد.

تبادل تجربه

این مراکز دارد محل تلاقی رشته‌های مختلف (نقاشی، موسیقی، تئاتر و...) می‌شود. این برخوردِ رشته‌ها باعث ایجاد «خلاقیت متقاطع» می‌شود؛ جایی که یک موسیقی‌دان ممکن است از یک نقاش الهام بگیرد.

انگیزه‌ی اجتماعی: این مکان‌ها به عنوان پلی میان «هنرمند» و «جامعه» عمل می‌کنند و اجازه می‌دهند هنر از اتاق‌های بسته خارج شده و با مردم گفتگو کند.

خانه های تاریخی؛ از میراثِ بی‌جان تا پناهگاهِ جان‌دار

دیدید که می‌شود پناهگاه فرهنگی را در قالب خانه‌های تاریخی مرمت شده پیاده کنیم، نباید صرفاً به آن‌ها به چشم «موزه» نگاه کنیم. موزه یعنی «نگاه کردن به گذشته»، اما پناهگاه فرهنگی یعنی «ساختن آینده در دل گذشته».

برای اینکه این خانه‌ی تاریخی به پناهگاه واقعی تبدیل شوند، باید از مدل‌های زیر استفاده کرد:

شادی وشور به جامعه بازمی‌گردد

حس و حال سر زنده‌ی این شب‌های عمارت صدر و اینکه در آنجا شاهد اجرای زنده موسیقی و نمایش و شعر باشیم، به بیرون شدن جامعه از فضای خمودگی کمک شایانی می‌کند.

اقامتگاه‌های هنری

به جای اینکه خانه تاریخی فقط برای توریست‌ها باشد، بخشی از آن را به عنوان «اقامتگاه هنرمند» اختصاص دهیم. هنرمانی که از شهرهای دیگر یا حتی کشورهای دیگر می‌آیند، مدتی در این خانه‌ها اقامت می‌کنند تا در فضای آرام و با اصالت تاریخی، روی پروژه‌های خود کار کنند. این کار باعث می‌شود «روح» هنر در دیوارهای خانه جریان یابد.

کارگاه‌های زنده و تعاملی

در خانه‌های تاریخی نباید فقط به تماشای اشیا نشست. باید فضایی فراهم شود که در آن هنرمندان سنتی (مثل خطاط‌ها، نساجی‌ها یا استادکاران کاشی) در کنار هنرمندان مدرن (مثل دیجیتال‌آرتست‌ها) کار کنند. این یعنی «پاتوق فرهنگی» که در آن تجربه از نسل قدیم به جدید منتقل می‌شود.

کافه‌های با هویت محلی

یک بخش از خانه باید به عنوان فضای بی‌قید و بند عمل کند؛ جایی که هنرمندان بتوانند بدون نیاز به بلیط یا رزرو، دور هم بنشینند، چای بنوشند و درباره ایده‌هایشان بحث کنند. این همان «پاتوق‌سازی» است که باعث زنده ماندن فرهنگ می‌شود.

گالری‌های نوظهور

استفاده از حیاط‌های مرکزی خانه‌های تاریخی برای نمایش آثار هنرمندان جوان و نوپا. این کار باعث می‌شود هنرمندانی که هنوز در گالری‌های بزرگ جایی ندارند، در محیطی با اصالت، اولین قدم‌های نمایش آثارشان را بردارند.

نتیجه‌گیری

اگر خانه‌های تاریخی را صرفاً مرمت کنیم، آن‌ها را به «کالبد‌های زیبا اما بی‌روح» تبدیل کرده‌ایم. اما اگر آن‌ها را به عنوان «خانه هنرمندان محلی» بازتعریف کنیم، آن‌ها را به «قلب تپنده فرهنگ» تبدیل می‌کنیم. هدف باید این باشد که وقتی یک هنرمند در یک خانه تاریخی قدم می‌گذارد، احساس کند نه تنها در یک بنای قدیمی، بلکه در «آغوش تاریخ» قرار گرفته است.

این مهم در شب‌های همین تابستان دارد در عمارت صدر اتفاق می‌افتد تا شعار گل‌گهر، همراه فرهنگی سیرجان، فقط یک شعار خشک و خالی نباشد و نوآموزان، هنرمندان و اهالی فرهنگ دارند بهترین استفاده را از این فضا می‌برند.

 

ضمیمه این شماره