عنبران از استان اربیل با 3500 بافنده با جدیت دنبال ثبت جهانی گلیم خود است؛
رقیب تازه برای گلیم سیرجان!
«شهر جهانی گلیم» این عنوان را سیرجان در سال ۱۳۹۶ با تلاش و هنر هزاران زن بافنده روستایی و عشایری به دست آورد. اما حالا خبر میرسد از استان اردبیل، از عنبران، پروندهای برای رقابت بر سر همین عنوان در یونسکو آماده شده است. عنبران با سه هزار و پانصد بافنده، پای به میدان رقابت گذاشته و مسوولانش با جدیت دنبال ثبت جهانی گلیم خود هستند.راستی، جالب است نه؟ دعوای سیرجان و آذربایجان فقط بر سر فوتبال نبوده؛ انگار قرار است بر سر گلیم هم رقابت کنند. اما تفاوت در اینجاست که در فوتبال، تیمها در زمین مسابقه آماده میشوند و نتیجه میگیرند و در رختکن فحشکشی میکنند؛ اما در این نبرد فرهنگی، مسوولان سیرجانی انگار فقط در حاشیه زمین ایستادهاید و تماشا میکنند!
از عنوان جهانی تا بازارچهای که هیچوقت ساخته نشد
وحید حسینی سرپرست اداره میراث فرهنگی، مهدی بهرامی شهردار سیرجان؛ محمد معتمدی زاده نماینده پرحاشیه این روزها؛ صنایع دستی و گردشگری سیرجان. نمیدانید؟ بدانید. اگر اخبار نمیخوانید، بخوانید. شهر عنبران در سال ۱۳۹۹ به عنوان «شهر ملی گلیم» ثبت شد . معاون صنایع دستی کشور هفتهها پیش از تکمیل پرونده ثبت جهانی آن خبر داده و گفته که «فقط ثبت جهانی کافی نیست و باید شبکه تولید و فروش گلیم عنبران در سراسر کشور ایجاد شود»
جالب اینجاست که اردبیلیها همان حرفی را میزنند که شما باید میزدید. آنها از «تکمیل زنجیره ارزش»، «ایجاد تعاونیها و اتحادیهها» و «حرکت از فرد به جمع» حرف میزنند . حال آنکه در سیرجان، سالهاست که وعدههای ثبت جهانی به بهبود وضعیت بافندگان داده میشود، اما خبری از یک بازارچه دایمی برای فروش گلیم نیست.
نماینده سیرجان در بازدید از بازارچه عیدانه صنایع دستی گفته بود که راهاندازی بازارچه «اقدام بسیار خوبی» است. اما این بازارچههای فصلی و نمایشگاههای مقطعی پاسخگوی نیاز ۱۲ هزار بافنده سیرجانی نیست. آنها نیاز به بازار دایمی، گمرک تخصصی و حمایت مستمر دارند. همانطور که فرماندار سیرجان هم گفته، ایجاد گمرک تخصصی برای توسعه صادرات گلیم یک ضرورت است.
آمار صادرات خوب، اما پشت صحنه دردسر
مدیرکل میراث فرهنگی کرمان میگوید سالانه ۵۰ هزار متر مربع گلیم به ارزش ۵۰ میلیارد تومان تولید میشود که ۸۰ درصد آن صادر میشود . این آمار خوب است، اما پشت این اعداد چه خبر است؟ بیش از ۱۲ هزار بافنده داریم که فقط ۴ تا ۵ هزار نفرشان بیمه هستند و بقیه مشکل بیمه دارند. واسطهها از این هنر نان میبرند و بافندهها، همان زنانی که با دستهای نجیبشان نقش خاطرهها را روی دار میبافند، همچنان دغدغه معیشت دارند.
معاون صنایع دستی کرمان به درستی میگوید که «عنوان جهانی یک اعتبار ارزشمند است، اما مهمتر از عنوان، نحوه بهرهبرداری اقتصادی، فرهنگی و تجاری از این ظرفیت است». حالا سوال اینجاست: در سالهای پس از ثبت جهانی، چه بهرهبرداری عملی از این عنوان شده است؟
اردبیلیها بیکار ننشستهاند
در اردبیل، معاون صنایع دستی کشور گفته که «عنبران همانطور که در تولید قدرتمند است باید در فروش هم قدرتمند باشد» و وعده ایجاد شبکه فروش در سراسر کشور را داده است . آنها از حالا به فکر تکمیل زنجیره ارزش هستند، در حالی که ما هنوز درگیر مسایل ابتداییایم.
شورای جهانی صنایع دستی برای ثبت جهانی یک شهر یا روستا، سه مؤلفه اصلی را بررسی میکند: آموزش، تولید و تجارت. اگر در سیرجان، مؤلفه تجارت و بازاریابی به این شکل رها شده باشد، بعید نیست که روزی ارزیابان یونسکو، عنوان جهانی گلیم را به شهرستان نمین و روستای عنبران واگذار کنند.
بافندگان در سختترین شرایط؛ مسوولان در برج عاج
اجازه دهید از قلب ماجرا بگویم؛ از زنانی که با دستهای پینهبسته، رنگینکمان جهانی سیرجان را میبافند. آنها در روستاهای دارستان، ایزدآباد شریف و دیگر نقاط سیرجان، نسل به نسل این هنر را آموختهاند و حالا چشم انتظار حمایتی هستند که هیچوقت نیامده است.
مشکل اول: بیمه که نه، حکایت سرابی است که هیچوقت به واقعیت نپیوست. از بیش از ۱۷ هزار بافنده فعال در سیرجان، تنها چهار تا پنج هزار نفرشان تحت پوشش بیمه صنایع دستی قرار دارند. بقیه، بدون هیچ گونه پوشش حمایتی، زیر بار گرانی و مشکلات اقتصادی خم شدهاند. مسوولان سالهاست وعده میدهند و میگویند «در حال پیگیری از تهران هستیم»، اما این بافندگان که ستون اصلی این هنر جهانی هستند، همچنان چشم به راه میمانند. کدام هنرمندی در دنیا با این حجم از ناامنی شغلی و درمانی میتواند به تولید باکیفیت ادامه دهد؟
مشکل دوم: دلالها، دست نامرئی که سود را میربایند. بافندهای که ماهها پشت دار گلیم زحمت میکشد، گلیمش را به قیمتی ناچیز به دلال میفروشد، اما همان گلیم در گالریهای شهر با چند برابر قیمت به فروش میرسد. این چرخه معیوب سالهاست که ادامه دارد و هیچ نهاد نظارتی برای ساماندهی آن وارد عمل نشده است. حتی اگر گلیمها راهی بازارهای جهانی شوند، سود اصلی به جیب واسطههایی میرود که یا از گلیم چیزی نمیدانند یا هیچ نقشی در تولید آن نداشتهاند.
مشکل سوم: نبود زنجیره تولید، از پشم تا نخ. سیرجان با وجود داشتن یکی از بهترین پشمهای کشور، فاقد کارخانههای ریسندگی، رنگرزی و پشمشویی تخصصی است. مواد اولیه باید از خارج از استان تأمین شود و این یعنی هزینههای سرسامآور برای بافندگان. تازه اگر این مواد اولیه با کیفیت هم باشد؛ اما متأسفانه به دلیل قیمت بالای مواد مرغوب، بسیاری از تولیدکنندگان به سمت استفاده از مواد اولیه نامرغوب رفتهاند که این موضوع کیفیت گلیم را کاهش داده و به وجهه جهانی آن لطمه زده است. افزایش سه برابری قیمت مواد اولیه در یک سال گذشته، قدرت رقابت گلیم سیرجان را به شدت کاهش داده است.
مشکل چهارم: بستهبندی و سرویسدهی؛ فاجعهای که هیچکس به فکر آن نیست. گلیمهای ارزشمند سیرجان، در قالیشوییهای نامناسب دیگر استانها شسته و سرویس میشوند و هیچ بستهبندی استانداردی برای صادرات ندارند. این یعنی هر بار که یک گلیم سیرجان راهی بازارهای جهانی میشود، با ظاهری نامناسب و بستهبندی غیرحرفهای به دست مشتری میرسد و این یعنی از دست رفتن تدریجی اعتبار یک برند جهانی.
مشکل پنجم: نبود اتحادیه و صنایع مرتبط. سیرجان، با وجود عنوان شهر جهانی گلیم، هنوز اتحادیه تولیدکنندگان صنایع دستی ندارد. یعنی هیچ مرجع قانونی برای پیگیری تخلفات، استفاده از مواد اولیه نامرغوب، و یا طراحی نقشهای نامناسب وجود ندارد. صنایع مرتبط با تولید گلیم در سیرجان وجود ندارد و اخذ تسهیلات برای راهاندازی کارگاههای تولیدی به سختی و کندی انجام میشود که این موضوع برخلاف شعارهای حمایت از صنایع دستی است.
آقایان، کاش کلاهتان را بالاتر بگذارید و از دعواهای حاشیهای دست بردارید. سیرجان شهری است که به واسطه هنر زنانش شهرت جهانی پیدا کرده. این هنر و این عنوان، امانتی است در دست شما. اگر برای حفظش اقدامی نکنید، نه تنها یک عنوان، بلکه اعتبار و آینده هزاران خانواده را به خطر انداختهاید. کافی است نگاهی به آمار تولید بیندازید که در سالهای اخیر از ۵۰ هزار متر مربع به ۱۵ هزار متر مربع کاهش یافته است. این یعنی بیش از نیمی از دارهای گلیم شهرستان تعطیل یا نیمهتعطیل هستند.
گلیم سیرجان، رنگینکمان جهانی ایران است؛ اما اگر به فکر نباشید، این رنگینکمان در اردبیل طلوع خواهد کرد.
شماره 898 مورخ 18 شهریور
1405
