پنج شنبه, 19 دی 1404
 
 

شماره 869 مورخ 17 دی 1404

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


چند روز پیش که سرنوشت نهایی درختان کاج کهنسال میدان سنایی را که همانا بریده شدن توسط اره توسط پیمانکار شهرداری بود، به شکل تصویر منتشر کردیم، یکی را پیش کردند که بیاید و مزه بپراند که چرا ما نشریات از روی دل سیری حرف می زنیم و خبر نداریم که این درختان برگ زیاد می‌ریختند و زحمتی برای رفتگران زحمتکش شهرداری بودند!
همانجا از این نوع توانایی پیمانکار موقعیت‌سنج و وقت‌شناس مدنظر در قایم شدن فرصت‌طلبانه و ابن‌الوقتانه  پشت مفاهیمی که معلوم است مردم با آن دلشان می‌سوزد و هم‌نوایی می‌کنند، آفرین گفتیم!
یعنی بارک‌الله   به این دلیل و استدلال موجه. پشم جانور به پشمی‌اش حق ریختن دارد، درخت که دیگر جای خودش را دارد. بله درخت پشم، ببخشید برگ می‌ریزد و بهتر بود شهرداری سیرجان و شورای شهر که همیشه به برون‌سپاری کارهای سازمان پارک‌ها و فضای سبز افتخار کرده و این را از تدابیر شورا و شهرداری دانسته‌اند، حداقل قبلش آموزش‌های لازم را به پیمانکاران مورد نظر می‌دادند که پیمانکار حداقل کمی با فضای سبز و باغبانی آشنایی داشته باشد و متوجه باشد که درخت برگ می‌ریزد و این از نظر یک آدم از نظر عقلی و روانی سالم، نه تنها چهره‌ی زشتی ندارد که اصلاً جزو قشنگی‌های طبیعت و شهر است.
اما خب ما همین جا به نمایندگی از مردم شریف سیرجان اجازه می‌دهیم که پاکبانان زحمت‌کش شهرداری برگ‌ها را جارو نکنند. بگذارند برگ‌ها بمانند در خیابان. ما مشکلی نداریم. شما همان پوست کیک و شکلات مردم و زباله‌ها را جمع بفرمایید، ما خرسند هستیم و اصلاً راضی به زحمت شما نیستیم.
اما نه. مگر شهرداری سیرجان اجازه می‌دهد کاری روی زمین بماند. اصلا شخص استاد باستانی رییس سازمان فضای سبز که آب خوش از گلویش پایین نمی‌رود اگر درخت‌ها بخواهند شهر سیرجان را کثیف کنند. مخصوصا سیرجان که سرانه فضای سبز بالایی دارد و باید هرچه زودتر پایین بیاید.
بنابراین از چند ماه پیش این سازمان زحمت‌کش برای امروزمان فکری کرده بوده و متاسفانه ما مردم سیرجان قدر نمی‌دانیم. به این صورت که سازمان پارک‌های شهرداری از ماه‌ها قبل دست به کار شده و به این درختان کاج بی‌نوا! اصلا چرا بی‌نوا. این کاج‌های یادگار طاغوت و درختانِ شهر کثیف کن و پشم ببخشید برگ بریز، کود که هیچی حتا آب هم نداده تا قافلو کنند!
بنابراین الان که چند ماهی گذشته دیگر قطع همچین درختانی توجیه دارد در نزد افکار عمومی مردم سیرجان. زیرا تا که بپرسند چرا درختان بی‌زبان را قطع کردید، در جواب به آن‌ها گفته می‌شود که این‌ها خودشان قبلش مریض و خشک شده‌اند! دندشان نرم می‌خواستند مریض نشوند. در پیری درخت کهنسال را مگر درمانی هست. خیلی هم شما رسانه‌ها زبان درازی کنید، می‌زنیم درخت سرو هزار ساله‌ی شهرتان را هم قطع می کنیم که دل‌تان بسوزد و آن جای ما خنک شود.
در همین راستا شهرداری سیرجان اول این پروژه‌ی درخت زدایی را با کمک گهرزمین در راستای نظافت شهر و تمیزی معابر از باغ ایرانی شروع کرد. زیرا مسئولیت اجتماعی این‌ها در شهر معدنی ما ایجاب می‌کرد تا به تنگی نفس شهروندان و زودتر خلاص شدن‌شان کمک شایانی کنند.
سپس شهرداری با کمک مدیران مجموعه‌ی زیگورات به این روش ادامه داد. تا که نوبت به میدان سنایی رسید و شنیده‌ها حاکی از آن است که حتا این ماجرای برخورد قهری با درختان متخلف کاج پیر و فشو، تا بیخ گوش خود شهرداری مرکزی در یکی از کوچه‌های خیابان شریعتی هم ادامه دارد. کاش زودتر هم نوبت برسد به میدان های شهر که ما هرچه زودتر شاهد آزادسازی آسمان آبی شهر سیرجان از چنگ این درختان کاج بلند و سر بر آسمان ساییده باشیم...

ضمیمه این شماره