در سالن نمایش فرمانداری سیرجان اجرا شد!
تآترِ «توبیخ» به کارگردانی معاونِ استاندار
اخیراً سفر معاون عمرانی استاندار کرمان به سیرجان و صحنههای پرحاشیه در نشست شورای اداری، بیش از آنکه طعم «قاطعیت مدیریتی» داشته باشد، بوی «نمایش تبلیغاتی» میداد. توپیـدن بر سر روسای دو اداره در حضور خبرنگاران و دوربینها، شاید در لحظه برای مردمِ خسته از ناکارآمدیها «مسکنی موقت» باشد، اما وقتی غبارِ این شوهای رسانهای فرو مینشیند، واقعیتهای تلخِ مدیریتی همچنان سر جای خود باقیست.
سوال اینجاست: آیا این نمایشها قرار است گرهی از مشکلات سیرجان بگشاید، یا تنها ابزاری است برای فرار از مسوولیت اصلیِ مدیریت اجرایی؟
معاون عمرانی استاندار کرمان ، ابتدای هفته به سیرجان آمد و در نشست شورای اداری شهرستان در فرمانداری سیرجان به رییس دو اداره در حضور خبرنگاران توپید و آنها را به خاطر انفعالشان توبیخ کرد. رسانهها هم بازتاب گسترده دادند و حتا مردم سیرجان خوششان آمد. اما به نظر حرکتی تبلیعاتی و پوپولیستی بود.
توبیخِ علنی؛ عدالت یا نمایشِ پوپولیستی؟
نخستین پرسشِ بیپاسخ این است: چرا این دست توبیخها کتبی و جدی و بدون شوی رسانهای انجام نشود؟ اگر قصوری صورت گرفته و مدیری در انجام وظایفش ناکام بوده، سازوکار اداری کشور راهکارهای «کتبی، جدی و بیسروصدا» را پیشبینی کرده است. چرا معاون استاندار باید در قامت یک «شاکیِ نمایشی» در میان رسانهها ظاهر شود؟ توبیخِ علنی بدونِ فراهم کردن بسترهای اصلاح، بیشتر به تحقیرِ جایگاهِ کارشناسی شباهت دارد تا مدیریت جهادی. اگر مدیرانِ مذکور واقعاً مستحقِ توبیخ هستند، چرا به جای «شوی رسانهای»، حکمِ عزلِ آنها صادر نمیشود؟ اگر ناکارآمدند، ابقای آنها در
مسوولیت پس از آن توبیخ، خود سندِ دیگری بر ناکارآمدیِ سیستمِ انتصاباتِ استانداری است.
انفعال؛ دردی که در کالبدِ کلِ شهر جاری است
این انفعال محدود به اداره میراث فرهنگی و مخابرات در سیرجان نیست و اکثر ادارهها در سیرجان مشمول چنین انفعالی هستند. پس بقیه چی؟
تمرکزِ انتخابی بر میراث فرهنگی و مخابرات، شبیه به «پاک کردن صورتمساله» است. انفعال در سیرجان، یک پدیده محدود به دو اداره نیست؛ این یک بیماریِ سیستمی در اکثر اداراتِ این شهرستان است. وقتی مسوولانِ استانی تنها بر دو نقطه دست میگذارند و بقیه ادارات را که در رکودِ کامل به سر میبرند نادیده میگیرند، این شائبه تقویت میشود که این توبیخها نه بر اساسِ «ارزیابیِ عملکردِ جامع»، بلکه بر اساس «سیاستهای لحظهای» یا حتی تسویهحسابهای سیاسی است.
دورِ باطلِ بودجه و «گداییِ مسوولیت اجتماعی»
موضوع دیگر اینکه روسای ادارات در سیرجان عمدتا دلیل انفعالشان را نبود بودجه و کمبود اعتبارات میدانند.
روسای ادارات در سیرجان، مدام از نبودِ بودجه مینالند و به نظر میرسد این «بهانه»، پناهگاهِ امنی برای فرار از پاسخگویی شده است. اما چرا بودجه نیست؟ چون توزیع اعتبارات در استان، همچنان با اولویتبندیِ «مرکزگرایانه» صورت میگیرد. وقتی استاندار و تیمش، مدیرانِ شهرستان را عملاً به «تکدیگریِ مسو.ولیت اجتماعی» از معادن وا میدارند، یعنی خودشان به شکستِ نظامِ بودجهریزی اعتراف کردهاند.
بدتر آنکه، حتی وقتی مدیرانِ شهرستانی به سراغِ معادن میروند، پول به مرکزِ استان واریز میشود و باز هم حکایتِ «از اینجا رانده و از آنجا مانده» تکرار میشود. انتقاد دامن خود استانداری را میگیرد زیرا در تقسیم بودجهها به خود ادارات شهر کرمان اولویت بیشتری میدهند و حتا طالبی استاندار کرمان رسما از ادارات شهرستان میخواهد کمبود اعتبارشان را از طریق معادن و تحت عنوان مسوولست اجتماعی معادن جبران کنند. اما با اینکه برخی ادارات سیرجان این راه را نیز رفتهاند ولی باز هم چون واریزی به ادارت کل در مرکز استان انجام میشود، دوباره قضیه گرفتن آن اعتبار از مرکز برای پیرامون پیش میآید و انگار دور باطل است!
این «دورِ باطل» با توبیخِ روسای ادارات حل نمیشود؛ این یک نقصِ ساختاری در حکمرانیِ اقتصادیِ استان است که استانداری باید به جای توپیدن به زیرمجموعه، آن را اصلاح کند.
دولتِ اجرا، نه دولتِ انتقاد!
مهمترین علاج این سبکِ مدیریت، بازگشت به وظایفِ ذاتیِ دولت است. در ادبیات سیاسی، دولت، «کارگزارِ اجرا» است؛ نه «ناظرِ بیرونی». انتقاد کردن، وظیفهِ نمایندگان مجلس، رسانههای مستقل و شهروندانِ مطالبهگر است. وقتی مسوولِ اجرایی (معاون استاندار) خود را در جایگاهِ منتقد قرار میدهد، عملاً اعتراف کرده است که «نمیتواند اعمالِ قدرت کند»
مردم سیرجان نیازی به «منتقدِ دولتی» ندارند؛ آنها به «مدیرِ توانمند» نیاز دارند. پنج ماه پیش هم فرماندار هشدار داده بود، امروز معاون استاندار توبیخ کرد؛ فردا چه کسی قرار است تماشاگرِ این سریالِ تکراری باشد؟ اگر مدیرانِ
منصوبِ شما کارآمد نیستند، برکنارشان کنید! این سادهترین و قانونیترین راه است. بازی کردن در نقشِ منتقد، تنها نشاندهنده یک چیز است: عجز در مدیریت و تمایل به فریبِ افکار عمومی.
ایراد دیگر به ذاکری آن است که دولت و دولتیها در جایگاه انتقاد کردن ننشستهاند. انتقاد کار مسوولان اجرایی نیست. آنها وظیفهی عمل کردن و اجرا دارند. انتقاد کار نمایندگان مجلس و رسانهها و شهروندان است که در موضع قدرت عملی نیستند و باید صدای بیقدرتها باشند. دولت اگر از روسای اداراتش راضی نیست و آنها را کارآمد نمیداند، میتواند برکنارشان کند به همین سادگی. وگرنه پنج ماه پیش هم رضوی فرماندار سیرجان به روسای ادرات منفعل هشدار خشک و خالی داده بود.
از فرافکنی تا عمل
سیرجانِ عزیزِ ما، قربانیِ یک نگاهِ پیرامونی در مدیریتِ استانی شده است. تا زمانی که نگاهِ «مرکزِ استان» به «شهرستانها» نگاهی بالا به پایین و ابزاری باشد، و تا زمانی که مدیران به جای «اقتدار در اجرا»، به دنبال «نمایش در رسانه» باشند، وضعیت به همین منوال خواهد بود.
به مسوولانِ محترم توصیه میشود: به جای برگزاریِ جلساتِ نمایشی و توبیخهای تلویزیونی، یکبار برای همیشه «مدلِ توزیعِ ثروتِ معدنی» را اصلاح کنید، به روسایِ ناتوانِ خود پایان دهید و از جایگاهِ «منتقد»، به جایگاهِ «مجریِ مقتدر» بازگردید. مردمِ سیرجان، هوشمندتر از آنند که این نمایشهای پوپولیستی را با عدالتِ واقعی اشتباه بگیرند. شهرِ ما به «عمل» نیاز دارد، نه به «تئاترِ توبیخ»
