چهارشنبه, 22 مهر 1405
 
 

شماره 903 مورخ 22 مهر 1405

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

خالی شدن زیر پای تاریخ سیرجان!

باز هم بلا بر سر منبر سنگی. بار قبل پتک زده بودن و همت اهالی فرهنگ و دوستداران تاریخ برای جا به جایی منبر و آوردنش به شهر و موزه، شکست خورد و این بار زیر پای منبر را به احتمال زیاد برای گنج یافتن خالی کرده اند. که انگاری زیر پای تاریخ سیرجان را خالی کرده باشند!
عجیب اما دست روی دست گذاشتن مسوولان دولتی است! وحید حسینی سرپرست اداره میراث سیرجان در مصاحبه اش رسماً نگهداری از این منبر را به گردن خود مردم و فرهنگ عمومی می اندازد! حال آنکه نمی توان توقع داشت در یک جامعه، سوداگران اشیای عتیقه و خرابکاران وجود نداشته باشند.
عجیب‌تر آنکه حالا بودجه‌ی دولتی نداریم، در شهر ثروتمند باغات پسته و معادن و ترانزیت، یعنی یک بودجه برای حصار گذاشتن برای محافظت از این منبر باستانی پیدا نمی شود؟!
آخر اهمیت قلعه سنگ و آثاری که در آن پیدا شده و می شود فقط ارزش موزه‌داری و جذب گردشگر ندارد که از مسوولان امر توقع نداشته باشیم همچنان دست روی دست بگذارند. قلعه سنگ اضافه بر اینکه می تواند یک سایت گردشگری داری موزه برای به نمایش گذاشتن منبر سنگی و دیگر آثار در آنجا باشد، ارزش پژوهشی هم برای دانش تاریخ دارد. از طریق سکه‌هایی که ضرب قلعه سنگ شیریگان هستند در آلمان تاریخ ایران و روایت طبری را از چگونگی پایان عصر باستان و شروع دوران پساباستان ایران را زیر سوال برده اند و فرایند اسلامی شدن ایران را به روایت سکه های این منطقه، بسیار نرم‌تر و بلندمدت‌تر حدس زده اند به نسبت جعلیاتی که از روند خشن این فرایند حرف زده اند.
حتا گویا تا قرن پنجم هم قلعه سنگ همچنان پابرجا بوده و اکثر مردمانش هنوز زردشتی بوده اند و کتابی هم از یک موبد زردشتی از همین دوره به یادگار مانده.
اخیرا مقاله‌ای منتشر شده درباره تاریخچه‌ی مهراوه‌های سنگی و پلکانی در محوطه‌ی باستانی پاسارگاد شیراز. مهراوه‌هایی که از نظر جنس سنگ و نوع پلکان با منبر سنگی سیرجان مو نمی‌زدند و اتفاقا خود پژوهشگر نیز به این مساله اشاره کرده بود و با استناد به بازدید یک دهه پیشِ ایرج افشار ایران‌شناس فقید و نامی از قلعه‌ی سنگ سیرجان، منبر سنگی را یک پلکان آیینی-نیایشی مربوط به دوران هخامنشی دانسته بود که بعدها در دوران اسلامی کاربری‌اش منبر می‌شود و این یعنی پیوستگی چندهزارساله‌ی فرهنگ دینی ایرانیان در آیین‌های دینی و یعنی بر خلاف تصور عموم در امر دینی در ایران هیچ گسست و انفصال و انقطاعی اتفاق نیفتاده است.
این مساله را طرح کردم تا به اوج اهمیت تاریخی-پژوهشی و میراثی منبر سنگی اشاره کرده باشم اما چه سود؟! مگر برخی مردم بی‌ملاحظه دست از یادگاری نویسی و فحاشی با اسپری رنگ روی این اثر گران‌سنگ برمی‌دارند؟ چندی پیش هم که با پتک عامدانه روی منبر کوبیده بودند!
از طرفی مگر مسوولان امر نیز درکی دارند یا دلی می‌سوزانند؟!
مدیرکل میراث فرهنگی استان و سرپرست این اداره در سیرجان باید پاسخگوی شرایط پیش آمده برای منبر سنگی باشند.
فرماندار سیرجان به عنوان عالی‌ترین مقام دولتی در شهرستان بایستی دست کم اداره میراث را بازخواست کند و از رییس اداره میراث فرهنگی سیرجان بپرسد، برنامه‌ها و پیگیری‌های منصور مکی‌آبادی فرماندار اسبق در حیطه‌ی قلعه‌سنگ چه شد؟ قلعه سنگ به عنوان مرکز شهر باستانی سیرجان که در آن سکه‌های ساسانی و عرب-ساسانیِ ضرب شیریگان (نام قدیم سیرجان) یافت شده و به کار پژوهش تاریخی و تغیر نگرش در دانش تاریخ و البته نگهداری در موزه به عنوان سرمایه‌های فرهنگی و اقتصادی سیرجان آینده، می‌آید، چرا مورد بی‌توجهی قرار گرفته؟ منبر سنگی با پیشینه‌ و اهمیت فوق‌العاده‌‌اش در پژوهش تاریخ ادیان، چرا به این حال و روز افتاده که تخریب شود و رویش یادگاری بنویسند؟
امکان جا به جایی‌اش نبود، امکان قرار دادن منبر سنگی در یک محفظه‌ی شیشه‌ای هم وجود نداشت؟ یا چرا دوباره گروه‌های باستان‌شناسی برای حفاری علمی مستقر نمی‌شوند؟ چرا یک موزه در محل ایجاد نمی‌شود تا اشیای سفالی و فلزی کشف شده در آن برای بازدید گردشگران نگهداری شود؟ چرا آنجا یک کیوسک نگهبانی ندارد که معتادان و موتورسواران و البته قاچاقچیان عتیقه هر غروب و هر شب آنجا جولان ندهند؟
می‌گویید بودجه نیست؟ این همه شرکت معدنی و معین اقتصادی وجود دارد. کم‌کاری خودتان را پشت نبود بودجه توجیه نکنید. حتا موقتا یک دیوار سیمانی با در آهنی برای حفظ منبر از تخریب‌های انسانی و طبیعی هم شدنی نبود؟! بود و هست اگر به یک تاریخ و فرهنگ سترگ بی‌تفاوت نبودید و دست از از کم لطفی و کم محلی و بی‌مهری با یک فرهنگ و تاریخ برمی‌داشتید. هویت سیرجان در خطر است.

 

 

ضمیمه این شماره