چهارشنبه, 22 مهر 1405
 
 

شماره 903 مورخ 22 مهر 1405

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نقدی به مواضع اخیر نماینده سیرجان
زیان دیدن اقتصاد سیرجان از مواضع جناحیِ معتمدی‌زاده
سیاست جناحی می‌تواند به زیان سیرجان تمام شود چون مساله این نیست که نماینده سیرجان برای سیرجان کاری می کند یا نمی‌کند؛ مساله این است که آیا برخی از کارهایی که می‌کند، در شرایط حساس کنونی به سود مردم سیرجان و منافع ملی تمام می‌شود یا به زیان آنها؟
محمد معتمدی‌زاده، نماینده سیرجان و بردسیر، از یک‌سو در مجلس درباره زندانی‌شدن حمید رسایی موضع می‌گیرد و از سوی دیگر، نامش در فهرست ۳۵ نماینده امضاکننده درخواست استیضاح عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، قرار می‌گیرد. اینها اقدامات سیاسی مشخصی هستند؛ بنابراین نقد نیز باید متوجه جهت‌گیری و پیامدهای احتمالی همین اقدامات باشد.
در شرایط عادی نیز می‌توان درباره ضرورت و اولویت چنین مواضعی بحث کرد؛ اما وقتی کشور با جنگ، نگرانی از گسترش درگیری، فشار اقتصادی و اختلال در مسیرهای تجاری و حمل‌ونقل روبه‌روست، اهمیت این پرسش دوچندان می‌شود: آیا تشدید اختلافات سیاسی در چنین مقطعی به مدیریت بحران کمک می‌کند یا ممکن است دست دولت را برای پیگیری راه‌های کاهش تنش ببندد؟
استیضاح وزیر امور خارجه در دوران جنگ پیام خاصی دارد. اینکه جهان این را نشان از آن می گیرد که ایران و حاکمیتش به هیچ عنوان قصد حل مساله از طریق دیپلماسی را ندارند!
امضاکنندگان آن باید درباره زمان‌بندی، دلایل و پیامدهای احتمالی اقدامشان پاسخ‌گو باشند. اگر هدف، اصلاح عملکرد دستگاه دیپلماسی است، باید روشن شود این اقدام چگونه قرار است به نتیجه‌ای بهتر منجر شود و جایگزین پیشنهادی چیست. صرف مخالفت با وزیر، بدون توضیح درباره مسیر جایگزین و هزینه‌های احتمالی آن، برای قضاوت عمومی کافی نیست.
هرچند در واکنش دیگر معتمدی به سخنان اخیر محمدرضا باهنر می توان فهمید که راه حلی وجود ندارد و فقط مخالفت کور با هرگونه مذاکره مدنظر نماینده سیرجان است و در این راه منافع ملی که هیچ، بی راه حل بودن خودش را پشت مفاهیم ارزشمندی چون بصیرت داشتن و... پنهان می‌کند. یعنی رسما معتمدی زاده دوستدار وضعیت محاصره گونه ی فعلی برای کشورمان است!
اما سیرجان هم جزیره نیست و اقتصاد سابقا پویایش از وضعیت کنونی ضربه دیده و خواهد خورد. این مساله برای سیرجان اهمیت ویژه‌ای دارد. سیرجان شهری معدنی، صنعتی و ترانزیتی است و اقتصاد آن، در کنار ظرفیت‌های داخلی، از وضعیت ارتباطات تجاری، حمل‌ونقل و دسترسی به بازارها تأثیر می‌پذیرد. پسته، گلیم، فعالیت‌های تولیدی، صنایع و خدمات وابسته به جابه‌جایی کالا، همگی به درجات مختلف از هزینه حمل‌ونقل و امکان فروش در بازارهای داخلی و خارجی متأثر می‌شوند.
وقتی مسیرهای تجارت مختل می‌شوند، هزینه بیمه و حمل افزایش می‌یابد یا دسترسی به بازارها دشوارتر می‌شود، آثار آن لزوماً در مرزهای ساحلی باقی نمی‌ماند. تولیدکننده‌ای که در سیرجان فعالیت می‌کند نیز ممکن است با کاهش حاشیه سود، دشواری فروش یا افزایش هزینه تأمین و ارسال کالا روبه‌رو شود. پیوند اقتصاد معدنی، ترانزیتی شهرستان ما با شبکه تجارت و حمل‌ونقل کشور قابل چشم‌پوشی نیست.
به جز مشکلات محاصره دریایی، ماجرای سفر هوایی دشوار باشگاه گل‌گهر به عمان برای دیدار آسیایی نیز نمونه‌ای ملموس از اثر محدودیت‌های سفر بر فعالیت‌های منطقه است. گزارش منتشرشده درباره این سفر، از تغییر مسیر، عبور از چند مقصد و طولانی‌شدن فرایند سفر حکایت دارد. این نمونه به‌تنهایی میزان خسارت کل اقتصاد سیرجان را مشخص نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که محدودیت‌های ارتباطی چگونه می‌توانند حتا برنامه‌ریزی ورزشی و فعالیت مجموعه‌ای مهم برای شهر را دشوار کنند.
در چنین شرایطی، نماینده سیرجان باید در محاسبه پیامدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواضع خود، منافع ملی یا دست کم منافع حوزه انتخابیه‌اش را نیز در نظر بگیرد. جدای از اینکه اختلافات درونی، طولانی‌شدن بلاتکلیفی یا دشوارترشدن مدیریت بحران در این حوزه فقط کار معیشت و تامین داروی مردم را سخت نمی‌کند بلکه می‌تواند دولت را هم با شهر سیرجان سر لج بندازد که چوب لای چرخ شکسته‌ی تامین اعتبارات دولتی برای سیرجان کنند!
بنابراین معتمدی زاده باید درباره هزینه‌های احتمالی آن برای اقتصاد و مردم پاسخ‌گو باشند.
در این میان، موضع‌گیری درباره زندانی‌شدن یک همفکر سیاسی نیز به همین معیار بازمی‌گردد. نماینده حق دارد درباره پرونده‌های عمومی اظهارنظر کند؛ اما مردم هم حق دارند بپرسند چرا برخی مناقشات سیاسی با چنین حساسیتی دنبال می‌شوند و آیا در همان زمان، تصمیم‌های سیاسی نماینده از نظر پیامدهای اقتصادی و منافع عمومی نیز با همین دقت سنجیده می‌شوند؟
نقد معتمدی‌زاده از این منظر، نه به معنای انکار حق او برای فعالیت سیاسی است و نه به معنای پذیرفتن بی‌چون‌وچرای عملکرد دولت یا وزیر امورخارجه. مساله، اولویت‌گذاری و مسوولیت‌پذیری است. نماینده می‌تواند منتقد وزیر باشد، اما باید روشن کند راهبرد پیشنهادی او برای عبور از بحران چیست و این راهبرد چگونه قرار است از منافع مردم، اشتغال و اقتصاد شهرستان محافظت کند.
مردم سیرجان حق دارند از نماینده خود بپرسند: در روزگاری که تجارت، ترانزیت، تولید و معیشت زیر فشار قرار گرفته، امضای استیضاح وزیر امور خارجه چه مشکلی را حل می‌کند و چه پیامدی برای مدیریت بحران دارد؟
نمی‌توان با برچسب بی بصیرت‌ زدن به منتقدانی مثل باهنر ، از ارائه ی راهکار برای جایگزین عراقچی و مسیر دیپلماسی، گریخت.
نمایندگی مجلس فقط حق امضاکردن، نطق‌کردن و حضور در مناقشات سیاسی نیست؛ مسئولیت سنجیدن پیامدهای تصمیم‌ها نیز هست. تصمیمی که در تهران با یک امضا ثبت می‌شود، ممکن است پیامدهایی فراتر از صحن مجلس داشته باشد. از همین رو، نماینده‌ای که در موضوعات ملی موضع می‌گیرد، باید نسبت میان آن مواضع و منافع اقتصادی و اجتماعی حوزه انتخابیه خود را نیز توضیح دهد.
نقد اصلی این است: در شرایطی که کشور به مدیریت بحران و سیرجان به ثبات اقتصادی و حفظ مسیرهای تجارت و تولید نیاز دارد، هر اقدام سیاسی باید با معیار پیامدهایش سنجیده شود؛ نه صرفاً با میزان رضایت یک جناح از آن.
معتمدی‌زاده، مانند هر نماینده دیگری، حق دارد از عملکرد وزیر امور خارجه انتقاد کند و از ابزارهای نظارتی مجلس بهره ببرد؛ اما مردم نیز حق دارند بپرسند آیا این ابزارها در زمان و با روشی به کار گرفته می‌شوند که به حل مشکلات کشور کمک کنند، یا ممکن است هزینه‌های تازه‌ای بر دوش مردمی بگذارند که اقتصاد و معیشتشان از تداوم بحران آسیب می‌بیند.
در نهایت، پرسش سیرجان روشن است: اگر قرار است کشور از بحران عبور کند و اقتصاد شهرستان ما هم از فشار جنگ و محدودیت‌های تجاری کمتر آسیب ببیند، سهم این مواضع سیاسی در رسیدن به آن هدف چیست؟

 

ضمیمه این شماره